سفارش تبلیغ
طراحی وب هاست ایران

نشریه حضور
با سلام ... به وب سایت نشریه حضور خوش آمدید ... تلفن تماس 09128430082

 
تاریخ : پنج شنبه 93/5/23

از بار غمت قد فلک خم مانده
در دیده ی ما بارش نم نم مانده

ای سینه زنان به وقت شرعی عزا
72 روز تا محرم مانده

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

 

هدف عالی قیام حسین (ع) از زبان خود امام

قیام مقدس و پرشکوه امام حسین(ع)ریشه در انحراف هاى بـنیادى و اساسى در جـامعه اسلامى داشت. این انحراف ها زائیده انحراف حکومت اسلامى از مسیر اصلى خود از سقیفه به بـعد بـود. که پس از شهادت على(ع)کلا بـه دست سلسله سفیانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد. بـه گواهى اسناد تاریخى, سران این حزب هیچ اعتقادى بـه اسلام و اصول آن نداشتند(1). و ظهور اسلام و به قدرت رسیدن پیامبر اسلام(ص)را, جلوه اى از پیروزى تـیره بـنى هاشم بـر تـیره بـنى امیه, در جریان کشمکش قبیلگى در درون طایفه بـزرگ قریش مى دانستند(2).

و بـا یک حـرکت خـزنده, بـه تـدریج در پـوشش اسـلام بـه مناصب کلیدى دسـت یافتند و سرانجـام از سال چهلم هجـرى, حکومت اسلامى و سرنوشت و مقدرات امت اسلامى به دست این حزب افتاد و پس از بیست سال حکومت معاویه, و بـه دنبـال مرگ وى, پـسرش یزید بـه قدرت رسید که اوج انحراف بـنیادى, و جلوه اى آشکار از ظهور ((جاهلیت نو)) در پوشش ظاهرى اسلام بود(3).امام حـسـین(ع)نمى تـوانسـت در بـرابـر چـنین فاجـعه اى سکوت کند و احساس وظیفه مى کرد که در بـرابـر این وضع, اعتـراض و مخالفت کند. سخنان, نامه ها و سایر اسنادى که از امام حسین(ع)به دسـت ما رسـیده, بـه روشنى گویاى این مطلب اسـت. این اسناد بـیانگر آن است که از نظر امام, پـیشوا و رهبـر مسلمانان شـرائط و ویژگى هایى دارد که امویان فـاقـد آنها بـودند و اسـاس انحراف ها و گمراهیها این بود که عناصر فاسد و غیر لایق, تکیه بر مسند خلافت اسلامى و جایگاه والاى پـیامبـر زده بـودند و حاکمیت و زمامدارى آنها, آثار و نتائج بـسیار تلخ و ویرانگرى بـه دنبـال آورده بود.
چـند نمونه از تـاکیدهاى امام در این بـاره یادآورى مى شـود:
 

ویژگى هاى پیشواى مسلمانان

1 - در نخستین روزهایى که امام حسین(ع)در مدینه, بـراى بـیعت جهت یزید, در فشار بود, در پاسخ ولید که پیشنهاد
بیعت بـا یزید را مطرح کرد, فـرمود: اینک که مسـلمانان بـه فـرمانروایى مانند یزید گرفتار شده اند, باید فاتحه اسلام را خواند(4).
2 - امام ضمن پاسخ نامه هاى کوفیان نوشت:
... امام و پیشواى مسلمانان کسـى اسـت که بـه کتـاب خـدا عمل نموده راه قسط و عدل را در پـیش گیرد و از حـق پـیروى کرده بـا تمام وجود خویش مطیع فرمان خدا باشد(5).
3 - امام حـسـین(ع)هنگام عزیمت بـه سـوى عراق در منزلى بـنام «بیضه» خطاب به «حر» خطبه اى ایراد کرد و طى آن انگیزه قیام خود را چنین شرح داد:
«مردم! پـیامبـر خدا(ص)فرمود: هر مسلمانى بـا حکومت ستـمگرى مواجـه گردد که حـرام خدا را حـلال شمرده و پـیمان الهى را درهم مى شکند, بـا سنت و قانون پـیامبـر از در مخالفت درآمده در میان بـندگان خـدا راه گناه و معصـیت و تـجـاوزگرى و دشـمنى در پـیش مى گیرد, ولى او در مقابـل چنین حکومتى, بـا عمل و یا بـا گفتار اظهار مخالفت نکند, بـرخـداوند است که آن فرد(ساکت)را بـه کیفر همان ستمگر(آتش جهنم)محکوم سازد.
مردم! آگاه باشید اینان(بنى امیه)اطاعت خدا را ترک و پیروى از شیطان را بـر خود فرض نموده اند, فساد را تـرویج و حدود الهى را تعطیل نموده فى را(که مخصوص بـه خـاندان پـیامبـر است)بـه خـود اختصاص داده اند و من بـه هدایت و رهبـرى جامعه مسلمانان و قیام بـر ضد این همه فساد و مفسدین که دین جدم را تغییر داده اند, از دیگران شایسته ترم ...» (6).
حاکمیت بـنى امیه که امام در این سخنان بـه گوشه هایى از آثـار سوء آن اشاره نموده, در شوون مختـلف جامعه اسلامى اثر گذاشتـه و فساد و آلودگى و گمراهى را گستـرده و عمومى ساخـتـه بـود. امام حسین(ع)در موارد متعددى انگشت روى این عواقب سوء گذاشتـه و بـه مردم هشـدار داده اسـت کـه بـه چـند نمـونه آن اشـاره مـى شـود:

محو سنتها و رواج بدعتها

آن حـضرت پـس از ورود بـه مکه, نامه اى بـه سران قبـائل بـصره فرستاد و طى آن چنین نوشت:
«...اینک پیک خود را بـا این نامه بـه سوى شما مى فرستم, شما را به کتاب خدا و سنت پیامبـر دعوت مى کنم, زیرا در شرائطى قرار گرفته ایم که سنت پیامبر به کلى از بین رفته و بـدعتها زنده شده است, اگر سخـن مرا بـشنوید, شما را بـه راه راسـت هدایت خـواهم کرد...» (7). دیگر به حق عمل نمى شود.
حسین بـن على(ع)در راه عراق در منزلى بـه نام «ذى حـسم» در میان یاران خود بـه پـا خـاست و خـطبـه اى بـدین شرح ایراد نمود:
«پـیشامدها همین است که مى بـینید, جـدا اوضاع زمان دگرگون شده زشتیها آشکار و نیکیها و فضیلتها از محیط ما رخت بر بسته است و از فضیلتها جز اندکى مانند قطرات تـه مانده ظرف آب بـاقى نمانده است. مردم در زندگى پست و ذلتبارى به سر مى بـرند و صحنه زندگى, همچون چراگاهى سنگلاخ, و کم علف, به جایگاه سخت و دشوارى تبـدیل شده است.
آیا نمى بینید که دیگر بـه حق عمل نمى شود, و از بـاطل خوددارى نمى شود؟! در چـنین وضعى جـا دارد که شخص بـا ایمان(از جـان خود گذشتـه)مشتـاق دیدار پـروردگار بـاشد. در چنین محیط ذلتـبـار و آلوده اى, مرگ را جـز سعادت; و زندگى بـا ستـمگران را جـز رنج و آزردگى و ملال نمى دانم...» (8).
 

مسخ هویت دینى مردم

حاکمیت زمامداران اموى و اجراى سیاست هاى ضد اسلامى توسط آنان, هویت دینى مردم را مسخ کرده ارزشهاى معنوى را در جامعه از بـین برده بود. امام در دنباله سخنان خود در منزل ((ذى حسم)) فرمود:
((...مردم بندگان دنیایند, دین بـه صورت ظاهرى و در حد حرف و سخن در زبـانشان مطرح مى شود, تا زمانى که معاش و زندگى مادیشان رونق دارد, در اطراف دین گـرد مىآیند, اما زمانى کـه بـا بـلا و گرفتارى آزمایش شوند, دینداران در اقلیت هستند.
 

پیام جاوید قیام امام حسین(ع)

پیام قیام با شکوه سیدالشهداء(ع)منحصر به آن زمان نیست, بلکه این پـیام پـیامى جاوید و ابـدى است و فراتـر از محدوده زمان و مکان است, هرجا و در هر جامعه اى که به حق عمل نشود, و از بـاطل خوددارى نشود, بدعتها زنده, و سنتها نابـود شود, هرجا که احکام خدا تغییر و تحریف یابد و حاکمان و زمامداران بـا زور و ستمگرى بـا مردم رفتـار کنند, در هر جـامعـه اى که ویژگى هاى جـاهلیت را داشته باشد آن جامعه, جامعه اى یزیدى بـوده, و مبـارزه و مخالفت بـا مفاسد و آلودگى ها و آمران و عاملان آنها, کارى حـسینى خواهد بود.

 

پاورقی ها :
1 - سـیدعـلیخـان مدنى, الدرجـات الرفیعـه, ص 243, ابـن ابـى الحدید, شرح نهج البلاغه, ج8, ص 257 - مسعودى, مروج الذهب, ج3, ص 454 ضمن شرح حال ماءمون عباسى.
2 - ابن ابى الحدید, همان کتاب, ج9, ص 53(خطبه 139) و نیز ج2, ص 44 - 45 - ابن عبـدالبـر, الاستیعاب فى معرفه الاصحاب(در حاشیه الاصابه)ج4, ص 87.
3 - نگاه کنید به: امام حسین(ع) و جـاهلیت نو, جـواد سلیمانى, قم, انتشارات یمین.
4 - سید بن طاووس, اللهوف فى قتلى الطفوف, ص 11.
5 - طبرى, تاریخ الامـم والـمـلـوک, ج6, ص 196 - شـیخ مـفـید, الارشاد, ص 204.
6 - طبرى, همان کتاب, ص 229 - ابـن اثیر, الکامل فى التاریخ, ج4, ص 48.
7 - طبرى, همان کتاب, ص 200.
8 - حسن بـن على بـن شعبـه, تحف العقول, ص 245 - طبـرى, همان کتاب, ص 239.




ارسال توسط نشریه حضور
 
تاریخ : جمعه 93/5/3

اطلاعیه

بسم الله القاسم الجبارین

«وَقَضَینا اِلی بَنی اسرائیل فی الکتاب لتفسِدُنُّ فی الارض مَرَّتَین و لَتَعلُنَّ علوَّا کبیرا»

«و در آن کتاب (تورات) به بنی‌اسرائیل اعلام کردیم که قطعاً دو بار در سرزمین فلسطین فساد به پا خواهید کرد و هر بار به سرکشی بزرگی دست خواهید زد».

(آیه 4 سوره اسراء)


و امروز غزه ما را می خواند...

امروز فریاد کجاست یاری دهنده ای که یاریم کند؟

از فلسطین به گوش می‌رسد...

و امروز کربلایی دیگر است...


ماجرای تجاوزگری و تعدی رژیم صهیونیستی گویا خاتمه ای ندارد، گرگ های خونخواری که اشتهای سیری ناپذیری در کشتار انسان های بی گناه دارند.

جا دارد یادآوری کنیم که این رژیم منحوس در چه زمان هایی دست به اقدامات وحشیانه می زند.

صهیونیسم با سیاستی شیطان صفتانه برای دوری از  جلب توجه افکار عمومی ، زیرکانه حملات و جنایات خود را همزمان با مسابقات جام جهانی و المپیک انجام می دهند.

رژیم غاصب اسرائیل سال 2006 همزمان با جام جهانی به جنوب لبنان حمله کرد و شکست خفت بار جنگ 33روزه را از حزب الله لبنان متحمل شد اما توانست با استفاده از جام جهانی فوتبال صحنه رسانه ای این رویداد را مدیریت کند.

سال 2008 همزمان با المپیک پکن در حالی که تمام توجه رسانه ها معطوف این رخداد ورزشی بود، اشغالگران به غزه حمله کرده و جنگ 8روزه را به راه انداختند و کشتار وسیعی را مرتکب شدند و باز هم المپیک سپر بلای جانیان شد و آنها توانستند چهره زشت خود را یک مرتبه دیگر در افکار عمومی جهان پنهان نمایند.

همزمان با جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی ، غزه محاصره شد و تا آستانه یک فاجعه انسانی پیش رفت اما افکار عمومی آن روزگار در فکر اختاپوسی بودند که نتایج مسابقات را پیش بینی می کرد!

و در جام جهانی 2014 برزیل صهیونیست ها با خوی دد منشانه خود، با نهایت خصم به غزه از هوا و زمین حمله ور شده اند ؛ و باز هم این ماجراجویی قربانی جز مردم بی گناه فلسطین ندارد.

افکار عمومی جهان در اندیشه شکست 7-1 برزیل در مقابل آلمان است و مدعیان دروغین حقوق بشر در سازمان ملل در مقابل این همه وحشیگری سکوت اختیار کرده است.

کسانی که در مقابل کوچکترین اتفاق دروغ در ایران شدیدترین موضع گیری را اتخاذ می کنند، در مقابل قتل عام مردم غزه زبان در کام کشیده و دچار خفقان شده اند.

 امروز نزدیک به 70 سال است که رژیم صهیونیستی به بهانه دروغین نسل‌کشی یهودیان، دست به قتل و جنایت و خون‌ریزی زنان و کودکان بی‌گناهی زده است که جرمشان زندگی در سرزمین پدرانشان است.

صهیونیسم نجس با در اختیار گرفتن نهادهای ثروت و قدرت و با مظلوم‌نمایی در صحنه بین‌المللی سعی دارد که چهره کثیف و متعفن خود را موجه جلوه نماید.

شرم‌آورتر و ننگ‌بارتر از این جنایات، حمایت‌های شیطان بزرگ و روباه پیر از این اقدامات وحشیانه و حیوان‌صفتانه رژیم صهیونیستی است، دولت‌هایی که به بهانه‌های مختلف حقوق بشری از دخالت در امور داخلی هیچ کشوری فروگذار نمی‌کنند، امروز در مقابل کشتار و زخمی شدن هزاران تن انسان بی گناه ،  لال شده‌اند و این کشتار را به طرق مختلف توجیه می‌کنند.

در این میان، دشمنان قسم خورده مسلمانان سعی دارند تا با به راه انداختن جنگ‌های مذهبی و ایجاد اختلاف میان برادران شیعه و سنی، از رخنه به وجود آمده جهت رسیدن به اهداف شوم خود استفاده نمایند.

در حالی که محور اصلی مقاومت درگیر جنگ با تکفیری‌هاست، دشمن انسانیت، کودکان مظلوم غزه را سر سفره افطار و سحر به خاک و خون می‌کشد، ولی هیهات که فرزندان رسول‌الله دست از مقاومت و شهادت‌طلبی بردارند.

ما بسیجیان مسجد الزهرا (س) ضمن محکوم کردن جنایات وحشیانه‌ی رژیم جعلی صهیونیستی، حسب رسالت و وظیفه‌ی ذاتی خود همنوا با تمام وجدان های پاک و ظلم ستیز با افتخار فریاد مرگ بر اسرائیل را سر می دهیم و لحظه‌ای از فکر آزاد‌سازی قدس عزیز از چنگال صهیونیست‌ها بیرون نخواهیم رفت

ضمن ابراز هم دردی با مردم مظلوم غزه و با خروش و خشم انقلابی لبیک گویان به ندای امام خامنه ای (مدظله العالی) اعلام می کنیم که آماده جهاد و جان فشانی در راه دفاع از مظلوم در مقابل ظالم، به فرمان مولا و مقتدای خویش هستیم.

ما به مردم فلسطین معصوم و مظلوم اعلام می‌کنیم که دل ما با آن‌هاست، ما در کنار آنانیم، کشتگان آن‌ها نه فقط کشتگان ما، بلکه کشتگان تمامی مردم آزادی‌خواه جهانند.


امضا کنندگان :

بسیجیان مسجد الزهرا (س)

حمایت کنندگان بسیجی با ارسال کلمه "القدس لنا" به سامانه پیامکی .:سما:. تا کنون:

1. روح الله محمودیان

2. مهدی محمودی

3. روح الله اسماعیلی

4. جمال نظری

5. یوسف نظری

6. لیلا غریب زاده

7. مهدی همتی

8. ابوالفضل قاسمی

9. مجید مختاری

10. شهناز شهریاری

11. طاهره احمدی

12. انسیه گودرز تله جردی

13. سید مهدی غمیلویی

14. علیرضا تقی ملک

15. حسین تقی ملک

16. م اسماعیلی

17. حمیدرضا محمودیان

18. محمدرضا کربلایی

19. علیرضا رضایی

20. پروین السادات غمیلویی

21. جعفر فینی زاده

22. محمدمهدی سیلاخوری

23. حمیدرضا صادقی

24. علیرضا رضوانیان




ارسال توسط نشریه حضور
 
تاریخ : سه شنبه 93/2/23

نظرات متفاوت درباره تاریخ ایجاد تشیع

در مورد آغاز تشیع اظهارنظرهای متفاوتی شده و به طور کلی می‌‎توان این نظرات را چنین بیان کرد:
نویسندگان و محققانی که قائل‌‎اند که تشیع بعد از رحلت پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ ایجاد شده است و اینان نیز به چند دسته تقسیم می‌‎شوند:
نخست آن عده که قائل‌‎اند تشیع در روز سقیفه پدید آمده، همان روزی که جمعی از بزرگان صحابه به صراحت گفتند: علی ـ علیه‌السّلام ـ اولی به امامت و خلافت است.[1]
دسته دوم، پیدایش شیعه را مربوط به اواخر خلافت عثمان می‌‎دانند و انتشار آراء عبدالله بن سباء را در این زمان، به شروع تشیع ربط می‌‎دهند.[2]
گروه سومی نیز معقدند که شیعه در روز فتنة الدار (یعنی روز قتل خلیفه سوم) به وجود آمده است.
بعد از این پیروان علی ـ علیه‌السّلام ـ که همان شیعیان بودند، در مقابل خونخواهان عثمان و به اصطلاح عثمانیان قرار گرفتند؛ چنان‎که ابن ندیم می‌‎نویسد: وقتی که طلحه و زبیر با علی ـ رضی الله عنه ـ مخالفت کردند و جز به خونخواهی عثمان به چیز دیگری قانع نشدند و علی نیز خواست با آن‎‌ها بجنگد، تا سر به فرمان حق نهند، آن روز کسانی را که از او پیروی کردند، به نام شیعه خواندند و او خود نیز به آن‎‌ها می‎‌گفت: شیعیان من.[3]
ابن عبد ربه اندلسی می‌‎گوید: «شیعیان کسانی هستند که علی را بر عثمان تفضیل دادند».[4]
دسته چهارم، معتقدند که تشیع بعد از حکمیت تا شهادت علی ـ علیه‌السّلام ـ به وجود آمده است.[5]
دسته پنجمی نیز آغاز تشیع را به واقعه کربلا و شهادت امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ ربط می‎‌دهند.[6]

 
* تشیع ریشه در عصر رسول خدا (ص) دارد

در مقابل این‌‌‎ نظرات غیر قابل دفاع، محقّقانی قرار دارند که معتقدند: تشیع ریشه در عصر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ دارد.

از میان دانشمندان شیعه، مرحوم کاشف الغطا،[7] شیخ محمدحسین مظفر،[8] حسین زین عاملی[9]

و از میان علمای اهل سنت «محمد کردعلی» است که می‎‌گوید: عده‎‌ای از صحابه در عصر پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ معروف به شیعه علی بودند. [10]

با توجه به نظراتی مذکور می‎‌توان گفت: ایام سقیفه، اواخر خلافت عثمان، جنگ جمل، حکمیت و واقعه کربلا مقاطعی هستند که حوادثی در آن‎‌ها واقع شده که بر تاریخ تشیع تأثیر گذاشته‌‎اند؛ علاوه بر این‌‎که وجود شخصی چون عبدالله بن سباء مورد تردید است امّا این‌‎که تشیع در این مقاطع ایجاد شده باشد صحیح به نظر نمی‎‌رسد؛ زیرا اگر احادیث نبوی را مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که نام شیعه پیش از همه، توسط رسول خدا، محمد مصطفی ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، در احادیث متعددی بر دوستداران علی ـ علیه‌السّلام ـ اطلاق شده است که به تعدادی از آن‎‌ها اشاره می‎‌کنیم که همه در منابع اهل سنت نقل شده است.
مسعودی نوشته است: عباس بن عبدالمطلب می‎‌گوید: «روزی نزد رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بودیم، ناگهان علی‌بن ابی‌طالب وارد شد، همین که چشم پیامبر به علی افتاد، چهره‌‎اش شکفته شد. عرض کردم: یا رسول‎الله شما به خاطر دیدن این پسر چهره‎‌تان باز شد!‌ فرمود: عمو!‌ بخدا سوگند که خداوند بیش از من او را دوست دارد؛ هیچ پیامبری نیست مگر این‌‎که اولادش از صلب خود اوست، امّا اولاد من پس از من از نسل علی هستند؛ وقتی که روز قیامت شود مردم را به نام خود و نام مادرشان بخوانند ـ به خاطر این‎‌که خداوند پرده‎‌پوشی کند ـ جز علی و شیعیانش که آنان را به نام خود و نام پدرانشان صدا زنند». [11]

پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه‌السّلام ـ فرمود: «خدا گناهان شیعیان و دوستداران شیعیان تو را بخشیده است». [12]

باز پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «تو و شیعیانت در حوض کوثر بر من وارد می‌‎شوید از آن سیراب شده و صورتتان مفید است و دشمنان تو تشنه و در غل و زنجیر بر من وارد می‌‎شوند».
پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در ضمن حدیث طولانی درباره فضائل علی ـ علیه‌السّلام ـ به دخترش فاطمه ـ سلام الله علیها ـ می‎‌فرماید: «یا فاطمه!‌ علی و شیعیان او رستگاران فردا هستند».[13]

هم‌‎چنین رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «یا علی!‌ خدا گناهان تو، خاندانت و شیعیان و دوستداران شیعیانت را بخشیده است...».[14]

باز رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «یا علی! آن‌‎گاه که روز قیامت شود من به خدا تمسّک می‎‌کنم و تو به دامن من چنگ می‎‎‌زنی و فرزندانت دامن تو را می‌‎گیرند و حتّی روایاتی از رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در خصوص بعضی از شیعیان وارد شده و جالب این‌‎که از زبان مخالفان شیعه نقل گشته است!‌ مثل روایتی که عایشه درباره حجر بن عدی نقل کرده است آن‎‌گاه که معاویه بعد از قتل حجر و یارانش، حج گزارد و به مدینه آمد، عایشه به او گفت: «معاویه! هنگامی که حجر و یارانش را می‎‌کشتی حلمت کجا رفته بود؛ آگاه باش از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ شنیدم که فرمود: جماعتی در محلی به نام «مرج عذراء» کشته می‌‎شوند که اهل آسمان‎‌ها به خاطر قتل آنان خشمگین می‎‌گردند.» [15]

چون این احادیث قابل انکار نیستند و محدثان بزرگ اهل سنّت نقل کرده‌‎اند، بعضی از نویسندگان اهل سنّت دست به تأویل ناروائی از آن‌ها زده‌‎اند؛
ابن ابی الحدید می‌‎گوید: «منظور از شیعه که در روایات متعدد، وعده بهشت به آنان داده شده است کسانی هستند که قائل به افضلیت و برتری علی ـ علیه‌السّلام ـ بر تمام خلق هستند، بدین لحاظ عالمان معتزلی ما در تصانیف و کتاب‎‌هایشان نوشته‌‎اند: در حقیقت ما شیعه هستیم و این حرف اقرب به سلامت و اشبه به حق است». [16]

ابن حجر هیثمی نیز در کتاب «الصواعق المحرقه فی الرد علی اهل البدع و الزندقه» ـ که کتابی در رد اعتقادات و مبانی شیعه است ـ هنگام نقل این احادیث گفته: «منظور از شیعه، در این احادیث شیعیان نیستند. بلکه منظور خاندان و دوستداران علی هستند که مبتلا به بدعت سبّ اصحاب نشوند». [17]

مرحوم علامه مظفر هم در جواب او می‎‌گوید: «عجیب است که ابن حجر گمان کرده، مراد از شیعه در این‌‎جا اهل سنّت هستند! و من نمی‌‎دانم این به جهت مترادف بودن دو لفظ شیعه و سنّی است؟ یا به جهت این‎‌که این دو فرقه یکی هستند؟ و یا اهل سنت بیشتر از شیعیان از خاندان پیامبر پیروی کرده و آنان را دوست می‎‌دارند؟» [18]

مرحوم علامه کاشف الغطاء نیز می‎‌گوید: با نسبت دادن لفظ شیعه به علی ـ علیه‌السّلام ـ می‎توان مراد را فهمید زیرا غیر از این صنف، شیعه دیگران هستند. [19]

ظهور معنای شیعه در احادیث و سخنان پیامبر آشکار و روشن است لذا ظهور شیعه به عصر پیامبر بر می‌گردد و این که برخی خواسته‌اند این معنا را تحریف کنند به خاطر این بوده است که از حقیقت فرار کنند، اینان در واقع خود را فریب داده‌اند به خصوص با توجه به این‌‎که مصداق شیعه در همان عصر پیامبر مشخص بوده است و عده‎‌ای از اصحاب پیامبر در این زمان مشهور به «شیعه علی» بودند. [20]

پس طبق احادیث موجود، نام شیعه پیش از همه، توسط رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر دوستداران علی ـ علیه‌السّلام ـ اطلاق شده است و حوادث دیگری مانند سقیفه، جنگ جمل، حکمیت و واقعه کربلا، بر تاریخ تشیع تأثیر گذاشتند.

*تشیع ادامه راه نبوت و ولایت رسول الله (ص) است

نکته مهم دیگر، در این‌باره این است که شیعه در ادامه مسیر نبوت و ولایت رسول گرامی به ولایت علی علیه‌السلام معتقد است و امام علی (ع) را جانشین بلا فصل رسول گرامی صلی الله علیه و آله در امور دین و دنیا می‌داند. لذا می‌شود گفت طبق ادله‌ای که شیعه برای ولایت و وصایت علی (ع) بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) دارد مانند برخی از آیات قرآن کریم و حدیث ثقلین، غدیر خم و ... تشیع، فرقه‌ای نیست که بعد از پیامبر اکرم (ص) ایجاد شده باشد بلکه اعتقاد به ادامه راه پیامبر (ص) توسط علی و فرزندان اوست که توسط پیامبر اکرم (ص) در ایام پر برکت ایشان توصیه و سفارش شده است و در مقابل، کسانی که ولایت و وصایت بلا فصل علی (ع) را قبول نکردند و این راه را ادامه ندادند غیر شیعه محسوب می‌‌شوند.

 
منابع

1. یعقوبی گفته: تعدادی از بزرگان صحابه از بیعت با ابوبکر امتناع کردند و گفتند: علی ـ علیه‌السّلام ـ اولی به خلافت است. (تاریخ یعقوبی، منشورات الشریف الرضا، قم 1414 هـ ق، ج 2، ص 124.)

2. مختار اللیثی، الدکتورة سمیرة، جهاد الشیعه، بیروت، دار جبل، 1396 هـ ق، ص 25.

3 . زین عاملی، محمد حسین، شیعه در تاریخ، ترجمه محمدرضا عطایی، انتشارات آستان قدس، چاپ دوم، 1375 هـ ش، ص 33 و 34 به نقل از الفهرست ابن ندیم، ص 249.

4 . ابن عبد ربه اندلسی احمد بن محمد، العقد الفرید، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1409 هـ، ج 2، ص 230.

5 . البغدادی، ابومنصور عبدالقادر بن طاهر بن محمد، الفرق بین الفرق، قاهره، 1367 هـ ، ص 134.

6 . مختار اللیثی، الدکتور سمیره، همان کتاب، ص 35، به نقل از برنارد لویس: اصول الاسماعیلیه، ص 86.

7. دفاع از حقانیت شیعه، ترجمه غلامحسین محرّمی، مؤمنین، چاپ اول، 1378، ص 48.

8 . تاریخ منشورات مکتبة بصیرتی، بی‎تا، ص 4.

9 . شیعه در تاریخ، ترجمه محمدرضا عطائی، انتشارات آستان قدس رضوی، ص 34.

10 . مظفر، محمدحسین، تاریخ شیعه، مکتبة بصیرتی، بی‎تا، ص 9، به نقل از خطط الشام، ج 5، ص 251 ـ 256.

11 . زین عاملی، محمد حسین، همان مأخذ، ص 42، به نقل از مروج الذهب، ج 2، ص 51.

12 . ابن حجر الهیثمی المکی: الصواعق المحرقه، مکتبة قاهره، چاپ دوم، 1385، ص 232.

13 . اخطب خوارزم: المناقب للخوارزمی، منشورات المکتبة الحیدریة، نجف، 1385 هـ، ص 206.

14 . همان مأخذ، ص 209.

15 . ابن واضح، تاریخ یعقوبی، منشورات الشریف الرضی، 1414 هـ ، ج 2، ص 231.

16. ابن ابی الحدید، شرح نهچ البلاغه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج 20، ص 226.

17 . هیثمی، مکی، ابن حجر: الصواعق المحرقه، مکتبة قاهره، 1385 هـ ، ص 232.

18 . مظفر، محمدحسین، تاریخ الشیعه، منشورات مکتبة بصیرتی، بیتا، ص 5.

19 . دفاع از حقانیت از شیعه، ترجمه غلامحسن محرّمی، مومنین، چاپ اول، 1378، ص 48 و 49.

20 . سعد بن عبدالله اشعری این باره می‎گوید: نخستین فرقه، شیعه است.




ارسال توسط نشریه حضور

اسلایدر