سفارش تبلیغ
صبا ویژن

نشریه حضور
با سلام ... به وب سایت نشریه حضور خوش آمدید ... تلفن تماس 09198269507

 
تاریخ : پنج شنبه 93/3/8

مراقبات ماه شعبان المعظم
نویسنده: آیت الله حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(رحمت الله علیه)

ماه شریف شعبان برای سالک الی الله بسیار با ارزش است. یکی از شبهای قدر در این ماه می باشد و کسی در آن متولد شده که خداوند بواسطه او وعده پیروزی به تمامی دوستان، پیامبران و بر گزیدگانش - از زمانی که پدر ما حضرت آدم )علی نبینا و آله وعلیه السلام) در زمین ساکن شده - داده است. و وعده داده، بوسیله او بعد از پر شدن زمین از ظلم جور، آن را پر از قسط و عدل نماید. از مقام آن همین بس که ماه رسول خدا صلوات الله علیه بوده و حضرتش صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: "شعبان ماه من است، خداوند کسی را که مرا در ماهم یاری کند، بیامرزد."
کسی که از این دعوت بزرگ آگاه شود، باید بکوشد که از دعوت شدگان این دعوت گردد. این جانشین و برادر او امیرالمؤمنین علیه السلام است که می فرماید: "از زمانی که ندای منادی رسول خدا صلوات الله علیه را که برای روزه این ماه ندا می کرد شنیدم، هیچگاه روزه این ماه را از دست نداده و در تمام عمرم آن را از دست نخواهم داد؛ اگر خدا بخواهد." این درباره روزه این ماه بود؛ و می توان کمک به آن حضرت صلوات الله علیه را از جهات دیگر مانند نماز، صدقه، مناجات و تمام کارهای خیر با روزه این ماه مقایسه نمود.

مناجات شعبانیه
این مناجات، مناجات معروفی است و اهلش به خاطر آن با ماه شعبان مانوس شده و به همین جهت منتظر و مشتاق این ماه هستند....
تمام کلام این که این مناجات، از اعمال مهم این ماه است؛ و نه تنها ماه، که سالک نباید بعضی از فرازهای آن را در طول سال ترک کند و در قنوتها و سایر حالهای عالی خود، خیلی با آن مناجات نماید و وقتی که می گوید: "و دیدگان قلبهای ما را با نور نگاه آن به حضرتت روشن بفرما تا آنگاه که چشمهای دل پرده ها و مانعهای نوری را پاره کرده و به معدن بزرگی برسد و روح های ما به عزت پاکیت وصل شود." از گفته خود غافل نباشد. و تامل کند، آیا قلب او چشم دیدن نور را دارد؟...
به هر حال این مناجات بزرگی است و یکی از ارمغان های آل محمد صلوات الله علیه می باشد که بزرگی آن را کسی که قلب سالم و گوش شنوایی داشته باشد ، درک می کند. و اهل غفلت از درک فواید و نورهای آن بی بهره اند...

سایر اعمال این ماه

(1 از اعمال مهم در این ماه روزه است؛ باندازه ای که با حالش مناسب باشد...
درباره روزه هر کدام از روزهای این ماه اخبار مفصلی وارد شده است. و من فقط روایتی را که در کتاب (من لا یحضره الفقیه) آمده است، نقل می کنم. امام صادق علیه السلام فرمود: "کسی که روز اول ماه را روزه بگیرد، حتما وارد بهشت می شود. و کسی که دو روز را روزه بگیرد خداوند در هر شب و روزی (به چشم رحمت) به او می نگرد و در بهشت هم به این نگاه ادامه می دهد. و کسی که سه روز روزه بگیرد، با خداوند در عرش و بهشت او دیدار می کند."...

(2از اعمال مهم در این ماه صلواتی است که در نیمروز هر روز این ماه فرستاده می شود؛ و اول آن چنین است: «اللّهم صل علی محمّد و آل محمّد، شجرة النبوة...»

(3یکی دیگر از اعمال این ماه، همانگونه که در کتاب اقبال است بجا آوردن نماز و خواندن دعاهای این شبهاست. سالک باید در رابطه با این اعمال جدی بوده، و به هر کدام از ذکر و فکر و این اعمال که نشاط دارد، با در نظر گرفتن اولویتها اقدام کند....

(4 یکی دیگر از کارهای مهم در این ماه عمل به این روایت است. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: "در هر پنجشنبه شعبان آسمانها زینت شده و آنگاه فرشتگان عرض می کنند: خدای ما! روزه داران شعبان را ببخش و بیامرز و دعایشان را اجابت فرما. بنابراین کسی که دو رکعت نماز بجا آورد که در هر رکعت سوره فاتحه را یک بار و قل هو الله احد را صد بار بخواند و بعد از سلام دادن صد بار بر پیامبر صلی الله وعلیه واله وسلم درود فرستد، خداوند تمام خواسته های دینی و دنیایی او را بر آورده می فرماید. و کسی که یک روز آن را روزه بگیرد، خداوند بدن او را بر آتش حرام می کند.

نیمه شعبان

روز و شب نیمه شعبان زمان بسیار شریفی است که جهات زیادی باعث این شرافت و بزرگی شده است. از قبیل:

الف- از شبهای قدر می باشد و شب تقسیم رزقها و عمرها چنانچه در روایات زیادی وارد شده است. و در بعضی از آنها آمده است: خداوند این شب را برای امت قرار داده است؛ چنانچه شب قدر را برای رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم قرار داده. و این اشکال که بنابراین، لازم می آید که شب قدر، بیش از یک شب باشد را می توان به این بیان پاسخ گفت که تقدیر، مراتب و مراحل گوناگونی دارد.

ب- از اوقات زیارتی امام حسین علیه السلام می باشد که غیر از فرشتگان صد هزار پیامبر علیهم السلام آن حضرت علیه السلام را زیارت می کنند. و این مطلب نشانه عظمت این شب است.

ج- از شب هایی است که تاکید به زنده نگهداشتن آن شده و اعمال و عبادات بسیار ارزشمندی در آن وارد شده که می توان گفت: در هیچ شبی اعم از شب قدر یا غیر آن مانند یا بیشتر از آن نیامده است.

د- شب میلاد امامی است که گیتی را از عدالت پر کرده، زمین را پاک می نماید و در تمام زمینه های دینی و دنیایی حاکمیت دارد.

• اعمال مهم شب نیمه شعبان

1) اولین کاری که سالک باید در این شب انجام بدهد این است که از لذت و آسایش دنیا در این شب چشم پوشی نماید. و آنگاه برای استفاده بیشتر از آن و تصحیح اعمال خود باید فرض کند که شب خداحافظی او با این دنیا و تمام اعمال بوده و فردای آن روز قیامت است. و نیز قبل از فرا رسیدن شب باید اعمالی را که در آن می خواهد انجام بدهد مشخص نماید و اگر دو عمل در فضیلت یکسان بود سخت تر را انتخاب کند.

(2از اعمال مهم نمازهایی است که وارد شده است...

(3 از اعمال مهم عمل به حدیثی است که در کتاب اقبال روایت شده: رسول اکرم صلوات الله علیه فرمودند: "شب نیمه شعبان در خواب بودم که جبرئیل آمد و گفت: محمد! چرا در این شب خوابیده ای؟ گفتم: جبرئیل! مگر چه شبی است؟ گفت شب نیمه شعبان است. محمد! برخیز. آنگاه مرا بلند کرده و به بقیع برد، سپس گفت: سرت را بلند کن، زیرا این شبی است که درهای آسمان در آن باز میشود: درهای رحمت. در «رضوان»، در «مغفرت» در «فضل» در «توبه» در «نعمت» در «جود» و در «احسان». و خداوند به عدد موها و پشمهای گاو و گوسفند مردم را از آتش جهنم آزاد می کند، زمان مرگ را در آن ثبت کرده و بمدت یک سال روزیها را تقسیم می کند. و هر چه را که در تمام سال اتفاق می افتد فرو می فرستد. محمد! کسی که این شب را با گفتن «الله اکبر»، «سبحان الله» و «لا اله الا الله» و دعا نماز و قرآن خواندن و انجام اعمال مستحب و استغفار کردن زنده نگهدارد بهشت منزل و استراحتگاه او خواهد بود و گناهان گذشته وآینده اش بخشیده می شود...

پس این شب را زنده بدار و شب زنده داری و نزدیکی به خدا، با عمل در این شب را، به امتت دستور بده؛ زیرا شب شریفی است. در حالی نزدت آمدم که تمام فرشته ها در آسمان پاهایشان را جفت کرده اند عده ای تسبیح می کنند، عده ای در رکوع، عده ای در سجود و گروهی ذکر می گویند. شبی است که کسی دعا نمی کند مگر این که مستجاب می شود، کسی چیزی نمی خواهد مگر این که به او داده می شود، کسی در خواست مغفرت و بخشش نمی کند، مگر این که بخشیده می شود، کسی توبه نمی کند مگر این که توبه اش پذیرفته می شود. کسی که از خیر این شب محروم شود، از خیر بزرگی محروم شده است.

رسول خدا در این شب دعا می کرد و می گفت: "اللهم اقسم لنا من خشیتک....."...

(4 بجا آوردن سجده هایی که دعاهای مخصوصی در آن خوانده می شود...

(5 نزدیکی جستن به امام زمان (عج) کسی که حجت عصر، ولی امر، راز دارنده بزرگ، صاحب غیبت الهی و دعوت پیامبر گونه، وارث پیامبران و جانشین جانشینان، آقا، امام و مولای ما، امام قائم مهدی است، جان ما و تمام جهانیان بفدایش که می توان با زیارت، مناجات، عرض شوق و شکایت از دوری او، دعا، نماز، دلسوختگی از دوری او، شکر نعمتها، اهدا طاعات، بذل جان، توسل، پیوستن، پناه جستن و در خواست کمک، پیروزی و فیض و شفاعت به آن حضرت (عج) نزدیک شد....

(6خواندن دعایی که با این عبارت شروع می شود «اللهم بحق لیلتنا و مولودها.....»

(7زیارت امام حسین علیه السلام و حضور در آرامگاه شریف آن حضرت علیه السلام که در روایت خیلی نسبت به آن سفارش شده است. و باید او را با زیارت مخصوص این شب زیارت کند.

(8 خواندن دعای کمیل: در سجده...

(9زیارت امام حسین علیه السلام در بارگاه شریف یا از مکانهای دور. زیارت آن حضرت علیه السلام نماز و عمل مخصوصی دارد که در کتاب اقبال آمده است و کسی که او را زیارت کند، مانند کسی است که خدا را در عرش او زیارت کرده باشد.

10) سجده و گفتن ذکرهای آن که از رسول خدا صلوات الله علیه روایت شده همراه با حضور قلب و با توجه به معانی و دورغ نگفتن در آنچه می گوید. همچنین خواندن دعاهایی که برای بین رکعت های نماز شب در کتاب اقبال روایت شده. و نیز غفلت نکردن از دعای گرانقدری که در نماز وتر یا بعد از آن خوانده می شود.

(11 محاسبه اعمال این شب. گمان می کنم اگر با آگاهی و خوب حساب کند بخصوص اگر از هدایت خدا در این مورد کمک بگیرد- باندازه ای از عمل خود استغفار می کند که اگر این شب را خوابیده بود، این مقدار استغفار نمیکرد...

• آخرین جمعه شعبان

یکی دیگر از اوقات مهم ماه شعبان برای سالک الی الله آخرین جمعه آن است. از کتاب عیون از عبدالسلام بن صالح هروی نقل شده که می گوید: در آخرین جمعه شعبان به دیدن ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام رفتم حضرت فرموند: "ابا صلت! بیشتر شعبان گذشت و این آخرین جمعه آن است؛ کوتاهی گذشته خود را در این ماه جبران کن و بسیار دعا و استغفار کن و خیلی قرآن بخوان، و از گناهانت توبه کن، تا وقتی ماه رمضان می آید مخلص برای خدا باشی و هیچ امانتی به گردنت نباشد مگر این که آن را رد کنی و هیچ کینه ای از مومنی در دلت نباشد مگر این که آن را از بین ببری و از هر گناهی که انجام می دهی، دست بردار. تقوای خدا را پیشه کن و در نهان و آشکارت به او توکل کن «و کسی که به خدا توکل کند خدا برای او کافی خواهد بود» و در باقیمانده این ماه این دعا را زیاد تکرار کن: "اللّهم ان لم تکن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفرلنا فی ما بقی منه، خدایا اگر در این مدت که از شعبان گذشته، ما را نبخشیده ای، در مدتی که از آن مانده ما را بیامرز، زیرا خداوند متعال به احترام ماه رمضان، در این ماه افراد زیادی را از آتش رها می کند."...

• سه روز آخر شعبان

روزه این سه روز برای کسی که تمام این ماه را روزه نگرفته، فضیلتی دارد که سزاوار نیست مراقب آن را ترک کند. صدوق رحمة الله از امام صادق علیه السلام روایت نموده است: "کسی که سه روز آخر شعبان را روزه گرفته و آن را به ماه رمضان وصل کند، خداوند روزه دو ماه پی درپی برای او می نویسد."...
... یکی از اعمال مهم ماه رمضان در شب آخر شعبان است و آن دعایی است که در کتاب اقبال برای این شب و شب اول ماه رمضان، روایت نموده است. و اهل آن تکلیف آمادگی برای وارد شدن در میهمانی خداوند متعال را به تفصیل از این دعا می فهمند.

معارف اسلامی ماه شعبان

بیانات آیت الله محمد ناصری
در فضیلت بعضی از اوقات بر بعضی دیگر، هیچ تردیدی نیست. تمامیِ ماه مبارک رمضان، لیلـة القدر، شب مبعث پیامبر(ص)، عید سعید غدیر و ... در شمار این ایّام مبارک است.
امّا گذشته از شرافت ذاتیِ بعضی از ایّام، اهمیّت حاصل از بعضی از وقایع خاص نیز به شرافت آن ایّام می افزاید. ماه شعبان نیز در شمار شریف ترین ایّام سال قرار دارد که نه تنها خود شریف است، بلکه بستر ولادت ولیّ مطلق الهی، حضرت بقیةالله(ع) نیز هست. از این روست که در سخنان پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت(ع) نیز به وفور به اهمیّت این ماه اشاره شده است.
بنابر آنچه در شماری از متون روایی وارد شده، پیامبر اکرم(ص) در یکی از سال ها، به هنگام آغاز این ماه خطبه ای خواندند و مردم را نسبت به شرافت این ماه آگاه فرمودند. قسمت هایی از این خطبه چنین است:

... شعبان ماه شریفی است و آن ماه من است. حاملان عرش آن را بزرگ می شمارند و حقّ آن را می شناسند. آن ماهی است که در آن همچون ماه رمضان، روزی بندگان زیاد می گردد و در آن بهشت آذین بسته می شود. و این ماه را شعبان نامیده اند زیرا در آن ارزاق مؤمنان تقسیم می شود و آن ماهی است که عمل در آن چند برابر می شود و کار نیکو هفتاد برابر ثمره می دهد.1

بنابر آنچه در این خطبه وارد شده است:

1. شعبان ماه پیامبر اکرم(ص) است؛

2. فرشتگان احترام این ماه را کاملاٌ رعایت می کنند؛

3. ارزاق مردمان، به ویژه روزیِ معنویِ آنان در این ماه تقسیم می شود؛

4. در این ماه، فرشتگان بهشت را زینت می دهند، تا مؤمنان به آن وارد شوند؛

5. خداوند به فضل خود، حسنات مردم را در این ماه هفتاد برابر پاداش می دهد، و از گناهان آنان درمی گذرد.

بنابر آنچه در حدیثی دیگر آمده، این ماه ماهی است که:

در هر پنجشنبة ماه شعبان، آسمان ها زینت بسته می شود، پس فرشتگان به دعا می پردازند که پروردگارا! آن کس را که در این روز روزه بدارد، ببخشای، و دعایش را اجابت فرمای. پس هر کس که در این روز دو رکعت نماز گذارد و در هر رکعت آن یک مرتبه سورة حمد و یکصد مرتبه سورة توحید را بخواند و بعد از نماز نیز یکصد مرتبه صلوات بفرستد، خداوند تمامی حاجت های دینی و دنیایی او را اجابت می فرماید.2

اهمیت شب نیمه شعبان

اکنون که اندکی به اهمیت این ماه واقف شدیم، می افزاییم که در میان تمامی روزها و شب های این ماه، شب نیمة ماه که شب ولادت حضرت حجت بن الحسن(ع) است؛ از شرافتی ویژه برخوردار است.

پیامبر اکرم(ص)، این چنین از اهمیت این شب خبر میدهند:

من شب نیمه شعبان، خوابیده بودم که جبرائیل به نزدم آمد و گفت: ای محمد! آیا در این شب می خوابی؟

گفتم: ای جبرائیل! مگر این شب چه شبی است؟

جبرائیل گفت: این شب، شب نیمه شعبان است. ای محمد برخیز!. پس مرا از بستر خواب بلند نمود و آنگاه مرا به بقیع برد و گفت: سرت را بلند کن و به آسمان بنگر. این شبی است که در آن درب های آسمان و در رحمت الهی و رضایت او گشوده می گردد... ای محمد! هر کس این شب را تا صبح به تکبیر، تسبیح، تهلیل، دعا، نماز، قرائت قرآن، انجام مستحبّات و استغفار بگذراند، بهشت منزل و آرامش گاه او خواهد بود.3

در حدیثی دیگر، چنین آمده است که پیامبر اکرم (ص) به هنگام حلول این ماه فرمودند:

شعبان ماه من است، خداوند رحمت فرماید آنکس را که مرا در ماهم یاری رساند.4

هر چند اطاعت از دستورهای پیامبر اکرم(ص)، مصداق کامل کمک به ایشان در این ماه است، امّا می توان صلوات بر ایشان و اهل بیت مکرّم(ع) را نیز از مصادیق اعانت ایشان دانست. ازین روست که بسیاری از بزرگان به کثرت صلوات در این ماه سفارش می نموده اند.

بنابر آنچه در حدیثی دیگر آمده است:

خداوند به ذات مقدّس خود سوگند خورده است که هر کس را در این ماه به او پناه برده و از او درخواست کند، از رحمت خود محروم ننماید.5

بنابر روایت کمیل یار با وفا و با معرفت امیرالمؤمنین(ع)، در جلسه ای یکی از یاران حضرت از ایشان دربارة آیة شریفة « فیها یفرق کلّ أمرٍ حکیم»6 سؤال کرد، ایشان نیز در تفسیر شب قدر که امور آدمیان در آن مقدّر می شود به بیان اهمیّت شب نیمة شعبان پرداختند و به خصوص برخواندن دعای حضرت خضر(ع) در این شب تأکید کردند.
پس از اتمام جلسه و آنگاه که کمیل به منزل خود بازگشت، باز به نزد حضرت مراجعه کرد تا دعای خضر را از ایشان فرا گیرد. حضرت نیز نخست او را امر به نوشتن کردند و آنگاه دعای معروف کمیل را برای او خواندند، و سرانجام او را به خواندن این دعا در شب نیمة شعبان سفارش فرمودند.7

دعای کمیل اگر چه بنا به سنت معمول در شب های جمعه قرائت می شود، امّا ویژه این شب نیز است، هر چند خواندن آن در شب های دیگر نیز بسیار با فضیلت است.

از همین روست که شب نیمة شعبان، شب قدر است و یا دست کم، در فضیلت همچون شب های قدر معروف است. روایات متعدّدی از حضرت صادق(ع) و حضرت باقر(ع) نیز به این مطالب گواهی می دهد. از این روست که فضائل و نیز اعمال ویژة این شب بسیار بیشتر از فضائل و اعمال دیگر شب های مبارک سال، همچون شب ولادت پیامبر اکرم(ص)، شب ولادت حضرت امیرالمؤمنین(ع)، و نیز شب ولادت حضرت فاطمة زهرا(س) می باشد.8

پی نوشت ها :

به نقل از: آب حیات، برگرفته از مجموعه سخنان آیت الله ناصری دولت آبادی.
1. بحارالانوار، ج 94، ص 68، الاقبال، ص 684.
2. وسائل الشیعه، ج 8، ص 104، حدیث 10177، الإقبال، ص 688.
3. بحارالانوار، ج 95، ص 412؛ الإقبال، ص 699.
4. الإقبال، ص 683؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 492، حدیث 13934.
5. وسایل الشیعه، ج 8، ص 106، حدیث 10183؛ بحارالأنوار، ج 94، ص 85؛ مصباح المتهجّد، ص 831.
6. سورة دخان (44)، آیة 4.
7. الإقبال، ص 706.
8. ر.ک: اعمال شب نیمه شعبان، مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.




ارسال توسط نشریه حضور
 
تاریخ : سه شنبه 93/2/23

نظرات متفاوت درباره تاریخ ایجاد تشیع

در مورد آغاز تشیع اظهارنظرهای متفاوتی شده و به طور کلی می‌‎توان این نظرات را چنین بیان کرد:
نویسندگان و محققانی که قائل‌‎اند که تشیع بعد از رحلت پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ ایجاد شده است و اینان نیز به چند دسته تقسیم می‌‎شوند:
نخست آن عده که قائل‌‎اند تشیع در روز سقیفه پدید آمده، همان روزی که جمعی از بزرگان صحابه به صراحت گفتند: علی ـ علیه‌السّلام ـ اولی به امامت و خلافت است.[1]
دسته دوم، پیدایش شیعه را مربوط به اواخر خلافت عثمان می‌‎دانند و انتشار آراء عبدالله بن سباء را در این زمان، به شروع تشیع ربط می‌‎دهند.[2]
گروه سومی نیز معقدند که شیعه در روز فتنة الدار (یعنی روز قتل خلیفه سوم) به وجود آمده است.
بعد از این پیروان علی ـ علیه‌السّلام ـ که همان شیعیان بودند، در مقابل خونخواهان عثمان و به اصطلاح عثمانیان قرار گرفتند؛ چنان‎که ابن ندیم می‌‎نویسد: وقتی که طلحه و زبیر با علی ـ رضی الله عنه ـ مخالفت کردند و جز به خونخواهی عثمان به چیز دیگری قانع نشدند و علی نیز خواست با آن‎‌ها بجنگد، تا سر به فرمان حق نهند، آن روز کسانی را که از او پیروی کردند، به نام شیعه خواندند و او خود نیز به آن‎‌ها می‎‌گفت: شیعیان من.[3]
ابن عبد ربه اندلسی می‌‎گوید: «شیعیان کسانی هستند که علی را بر عثمان تفضیل دادند».[4]
دسته چهارم، معتقدند که تشیع بعد از حکمیت تا شهادت علی ـ علیه‌السّلام ـ به وجود آمده است.[5]
دسته پنجمی نیز آغاز تشیع را به واقعه کربلا و شهادت امام حسین ـ علیه‌السّلام ـ ربط می‎‌دهند.[6]

 
* تشیع ریشه در عصر رسول خدا (ص) دارد

در مقابل این‌‌‎ نظرات غیر قابل دفاع، محقّقانی قرار دارند که معتقدند: تشیع ریشه در عصر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ دارد.

از میان دانشمندان شیعه، مرحوم کاشف الغطا،[7] شیخ محمدحسین مظفر،[8] حسین زین عاملی[9]

و از میان علمای اهل سنت «محمد کردعلی» است که می‎‌گوید: عده‎‌ای از صحابه در عصر پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ معروف به شیعه علی بودند. [10]

با توجه به نظراتی مذکور می‎‌توان گفت: ایام سقیفه، اواخر خلافت عثمان، جنگ جمل، حکمیت و واقعه کربلا مقاطعی هستند که حوادثی در آن‎‌ها واقع شده که بر تاریخ تشیع تأثیر گذاشته‌‎اند؛ علاوه بر این‌‎که وجود شخصی چون عبدالله بن سباء مورد تردید است امّا این‌‎که تشیع در این مقاطع ایجاد شده باشد صحیح به نظر نمی‎‌رسد؛ زیرا اگر احادیث نبوی را مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که نام شیعه پیش از همه، توسط رسول خدا، محمد مصطفی ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، در احادیث متعددی بر دوستداران علی ـ علیه‌السّلام ـ اطلاق شده است که به تعدادی از آن‎‌ها اشاره می‎‌کنیم که همه در منابع اهل سنت نقل شده است.
مسعودی نوشته است: عباس بن عبدالمطلب می‎‌گوید: «روزی نزد رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بودیم، ناگهان علی‌بن ابی‌طالب وارد شد، همین که چشم پیامبر به علی افتاد، چهره‌‎اش شکفته شد. عرض کردم: یا رسول‎الله شما به خاطر دیدن این پسر چهره‎‌تان باز شد!‌ فرمود: عمو!‌ بخدا سوگند که خداوند بیش از من او را دوست دارد؛ هیچ پیامبری نیست مگر این‌‎که اولادش از صلب خود اوست، امّا اولاد من پس از من از نسل علی هستند؛ وقتی که روز قیامت شود مردم را به نام خود و نام مادرشان بخوانند ـ به خاطر این‎‌که خداوند پرده‎‌پوشی کند ـ جز علی و شیعیانش که آنان را به نام خود و نام پدرانشان صدا زنند». [11]

پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه‌السّلام ـ فرمود: «خدا گناهان شیعیان و دوستداران شیعیان تو را بخشیده است». [12]

باز پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «تو و شیعیانت در حوض کوثر بر من وارد می‌‎شوید از آن سیراب شده و صورتتان مفید است و دشمنان تو تشنه و در غل و زنجیر بر من وارد می‌‎شوند».
پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در ضمن حدیث طولانی درباره فضائل علی ـ علیه‌السّلام ـ به دخترش فاطمه ـ سلام الله علیها ـ می‎‌فرماید: «یا فاطمه!‌ علی و شیعیان او رستگاران فردا هستند».[13]

هم‌‎چنین رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «یا علی!‌ خدا گناهان تو، خاندانت و شیعیان و دوستداران شیعیانت را بخشیده است...».[14]

باز رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «یا علی! آن‌‎گاه که روز قیامت شود من به خدا تمسّک می‎‌کنم و تو به دامن من چنگ می‎‎‌زنی و فرزندانت دامن تو را می‌‎گیرند و حتّی روایاتی از رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در خصوص بعضی از شیعیان وارد شده و جالب این‌‎که از زبان مخالفان شیعه نقل گشته است!‌ مثل روایتی که عایشه درباره حجر بن عدی نقل کرده است آن‎‌گاه که معاویه بعد از قتل حجر و یارانش، حج گزارد و به مدینه آمد، عایشه به او گفت: «معاویه! هنگامی که حجر و یارانش را می‎‌کشتی حلمت کجا رفته بود؛ آگاه باش از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ شنیدم که فرمود: جماعتی در محلی به نام «مرج عذراء» کشته می‌‎شوند که اهل آسمان‎‌ها به خاطر قتل آنان خشمگین می‎‌گردند.» [15]

چون این احادیث قابل انکار نیستند و محدثان بزرگ اهل سنّت نقل کرده‌‎اند، بعضی از نویسندگان اهل سنّت دست به تأویل ناروائی از آن‌ها زده‌‎اند؛
ابن ابی الحدید می‌‎گوید: «منظور از شیعه که در روایات متعدد، وعده بهشت به آنان داده شده است کسانی هستند که قائل به افضلیت و برتری علی ـ علیه‌السّلام ـ بر تمام خلق هستند، بدین لحاظ عالمان معتزلی ما در تصانیف و کتاب‎‌هایشان نوشته‌‎اند: در حقیقت ما شیعه هستیم و این حرف اقرب به سلامت و اشبه به حق است». [16]

ابن حجر هیثمی نیز در کتاب «الصواعق المحرقه فی الرد علی اهل البدع و الزندقه» ـ که کتابی در رد اعتقادات و مبانی شیعه است ـ هنگام نقل این احادیث گفته: «منظور از شیعه، در این احادیث شیعیان نیستند. بلکه منظور خاندان و دوستداران علی هستند که مبتلا به بدعت سبّ اصحاب نشوند». [17]

مرحوم علامه مظفر هم در جواب او می‎‌گوید: «عجیب است که ابن حجر گمان کرده، مراد از شیعه در این‌‎جا اهل سنّت هستند! و من نمی‌‎دانم این به جهت مترادف بودن دو لفظ شیعه و سنّی است؟ یا به جهت این‎‌که این دو فرقه یکی هستند؟ و یا اهل سنت بیشتر از شیعیان از خاندان پیامبر پیروی کرده و آنان را دوست می‎‌دارند؟» [18]

مرحوم علامه کاشف الغطاء نیز می‎‌گوید: با نسبت دادن لفظ شیعه به علی ـ علیه‌السّلام ـ می‎توان مراد را فهمید زیرا غیر از این صنف، شیعه دیگران هستند. [19]

ظهور معنای شیعه در احادیث و سخنان پیامبر آشکار و روشن است لذا ظهور شیعه به عصر پیامبر بر می‌گردد و این که برخی خواسته‌اند این معنا را تحریف کنند به خاطر این بوده است که از حقیقت فرار کنند، اینان در واقع خود را فریب داده‌اند به خصوص با توجه به این‌‎که مصداق شیعه در همان عصر پیامبر مشخص بوده است و عده‎‌ای از اصحاب پیامبر در این زمان مشهور به «شیعه علی» بودند. [20]

پس طبق احادیث موجود، نام شیعه پیش از همه، توسط رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر دوستداران علی ـ علیه‌السّلام ـ اطلاق شده است و حوادث دیگری مانند سقیفه، جنگ جمل، حکمیت و واقعه کربلا، بر تاریخ تشیع تأثیر گذاشتند.

*تشیع ادامه راه نبوت و ولایت رسول الله (ص) است

نکته مهم دیگر، در این‌باره این است که شیعه در ادامه مسیر نبوت و ولایت رسول گرامی به ولایت علی علیه‌السلام معتقد است و امام علی (ع) را جانشین بلا فصل رسول گرامی صلی الله علیه و آله در امور دین و دنیا می‌داند. لذا می‌شود گفت طبق ادله‌ای که شیعه برای ولایت و وصایت علی (ع) بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) دارد مانند برخی از آیات قرآن کریم و حدیث ثقلین، غدیر خم و ... تشیع، فرقه‌ای نیست که بعد از پیامبر اکرم (ص) ایجاد شده باشد بلکه اعتقاد به ادامه راه پیامبر (ص) توسط علی و فرزندان اوست که توسط پیامبر اکرم (ص) در ایام پر برکت ایشان توصیه و سفارش شده است و در مقابل، کسانی که ولایت و وصایت بلا فصل علی (ع) را قبول نکردند و این راه را ادامه ندادند غیر شیعه محسوب می‌‌شوند.

 
منابع

1. یعقوبی گفته: تعدادی از بزرگان صحابه از بیعت با ابوبکر امتناع کردند و گفتند: علی ـ علیه‌السّلام ـ اولی به خلافت است. (تاریخ یعقوبی، منشورات الشریف الرضا، قم 1414 هـ ق، ج 2، ص 124.)

2. مختار اللیثی، الدکتورة سمیرة، جهاد الشیعه، بیروت، دار جبل، 1396 هـ ق، ص 25.

3 . زین عاملی، محمد حسین، شیعه در تاریخ، ترجمه محمدرضا عطایی، انتشارات آستان قدس، چاپ دوم، 1375 هـ ش، ص 33 و 34 به نقل از الفهرست ابن ندیم، ص 249.

4 . ابن عبد ربه اندلسی احمد بن محمد، العقد الفرید، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1409 هـ، ج 2، ص 230.

5 . البغدادی، ابومنصور عبدالقادر بن طاهر بن محمد، الفرق بین الفرق، قاهره، 1367 هـ ، ص 134.

6 . مختار اللیثی، الدکتور سمیره، همان کتاب، ص 35، به نقل از برنارد لویس: اصول الاسماعیلیه، ص 86.

7. دفاع از حقانیت شیعه، ترجمه غلامحسین محرّمی، مؤمنین، چاپ اول، 1378، ص 48.

8 . تاریخ منشورات مکتبة بصیرتی، بی‎تا، ص 4.

9 . شیعه در تاریخ، ترجمه محمدرضا عطائی، انتشارات آستان قدس رضوی، ص 34.

10 . مظفر، محمدحسین، تاریخ شیعه، مکتبة بصیرتی، بی‎تا، ص 9، به نقل از خطط الشام، ج 5، ص 251 ـ 256.

11 . زین عاملی، محمد حسین، همان مأخذ، ص 42، به نقل از مروج الذهب، ج 2، ص 51.

12 . ابن حجر الهیثمی المکی: الصواعق المحرقه، مکتبة قاهره، چاپ دوم، 1385، ص 232.

13 . اخطب خوارزم: المناقب للخوارزمی، منشورات المکتبة الحیدریة، نجف، 1385 هـ، ص 206.

14 . همان مأخذ، ص 209.

15 . ابن واضح، تاریخ یعقوبی، منشورات الشریف الرضی، 1414 هـ ، ج 2، ص 231.

16. ابن ابی الحدید، شرح نهچ البلاغه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج 20، ص 226.

17 . هیثمی، مکی، ابن حجر: الصواعق المحرقه، مکتبة قاهره، 1385 هـ ، ص 232.

18 . مظفر، محمدحسین، تاریخ الشیعه، منشورات مکتبة بصیرتی، بیتا، ص 5.

19 . دفاع از حقانیت از شیعه، ترجمه غلامحسن محرّمی، مومنین، چاپ اول، 1378، ص 48 و 49.

20 . سعد بن عبدالله اشعری این باره می‎گوید: نخستین فرقه، شیعه است.




ارسال توسط نشریه حضور
 
تاریخ : یکشنبه 93/2/14

او شهره بود هر نوع بدی در آن زمان است انجام داده، در عین حال چند امتیاز داشت: یکی اینکه دهه عاشورا چند روضه خوانی داشت و در این دهه به سر خودش گل می‌مالید و جلوی در حسینیه می‌نشست. یکی دیگر از کارهایش این بود که در یکی از شب‌های سوم یا هفتم یا شب اربعین امام حسین(ع) دسته‌ای حرکت می‌داد که تمام هیئت و دستجات معروف هم کمک می‌کردند و این دسته یک دسته بسیار بزرگی بود و خود طیب در آنجا گل به پیشانی مالیده، در جلوی دسته حرکت می‌کرد. در مجلس دهه عاشورای مرحوم طیب، آقای شیخ باقر نهاوندی منبر می‌رفت و منبر ایشان هم معمولاً تند بود و شاید از تندترین‌ها علیه رژیم بود .

یکی از آنجاهایی که نصیری برای مرحوم طیب خط و نشان می‌کشید همین مسئله روضه عاشورا بود. طیب را خواستند و گفتند: «روضه را تعطیل کنید»، گفت: «من چاکر امام حسین هستم و نمی‌توانم روضه را تعطیل کنم، شما تعطیل کنید که من بگویم شما تعطیل کردید». گفتند: «پس این آخوند را نگذار برود بالای منبر». گفت: «من دعوتش کردم و نمی‌توانم که به هم بزنم». گفتند: «پس بگو مزخرف نگوید». گفت: «مزخرف نمی‌گوید». گفتند: «راجع به شاه و دولت صحبت نکند». گفت: «من یک عمله میدان هستم، مرا چه به اینکه بگویم روحانی و واعظ چه بگوید، من دعوت می‌کنم و پای منبر می‌نشینم. من چاکر امام حسین هستم. من نه می‌توانم تعطیل کنم، نه می‌توانم بگویم او نیاید، نه می‌‌توانم بگویم این حرف‌هایی که می‌زنید نزند». به همین دلیل برای مرحوم طیب خط و نشان کشیدند. یکی از مجالس در جنوب شهر که واقعاً امواجی را در منطقه پخش می‌کرد همین صحبت‌های آقای شیخ باقر نهاوندی بود که در آنجا منبر می‌رفت.

منابر و مجالس در سطحی پیش رفت که خود ماها که خادم منبر بودیم – به خصوص با هدایت حضرت امام به عنوان مرجع تقلید – فکر نمی‌کردیم این قدر خوب پیش برود و اثرگذار باشد. از تهران هم به حومه و شهرستان‌ها امواج می‌رفت و سطح منابر در آنجاها هم – هرکجا اصالتاً سطح بالایی نداشت – به تبع سطح بالایی پیدا می‌کرد. این حرکت و موج را می‌توان دومین علت و زمینه برای شکل‌گیری 15 خرداد دانست.

راهپیمایی روز عاشورا

چند روز قبل از عاشورا، ما خدمت امام رفتیم و از ایشان استدعا کردیم که اجازه بفرمایید به عنوان هیئت دینی در تهران، یک دسته بزرگی غیر از همه دسته‌ها داشته باشیم. حضرت امام فرمودند: «چه تفاوتی با دیگر دسته‌ها می‌تواند داشته باشد؟» عرض شد: «ما می‌خواهیم به جای اینکه از یک مسجد یا از یک حسینیه یا از یک هیئت بیرون بیاییم و به منزل بزرگان یا به امامزاده‌ها برویم، می‌خواهیم از یک حوزه علمیه و مسجد بیرون بیاییم و به دانشگاه برویم و در مسیر به مسجد و حوزه‌ علمیه دیگری ختم کنیم».

فرمودند: «چگونه؟» عرض کردم:«از مسجد حاج ابوالفتح در میدان شاه – میدان قیام امروز – حرکت کنیم و به دانشگاه تهران برویم و از آنجا به مسجد شاه – که امروز مسجد امام است و حوزه علمیه صدر در آنجاست – ختم کنیم». امام فرمودند: «دیگر از ویژگی‌های این دسته چه هست؟» عرض کردیم: «نمی‌خواهیم که علم و کتل و شبیه و تعزیه و اینها حرکت بدهیم، ما می‌خواهیم فقط پرچم‌های بلند و پارچه‌ نوشته‌هایی را حمل کنیم که شعارهایی بر روی آنها نقش بسته باشد؛ می‌خواهیم که با قرائت قرآن و با شعارهایی که توصیه فرمودید، شعرای ما مناسب زمان مصیبت‌هایی که بر اسلام و مسلمین هست بیان کنند، ما این شعارها را می‌خواهیم داشته باشیم. و حرکت هم بسیار منظم و پیش‌بینی شده باشد و هر نوع حادثه‌ای را هم پیش‌بینی کردیم».

حضرت امام اجازه فرمودند و قرار شد که ما از مسجد و حوزه علمیه حاج ابوالفتح در میدان قیام امروز حرکت کنیم و در میدان بهارستان، جلوی مجلس شورای توقفی داشته و سخنرانی‌هایی انجام شود. از آنجا به سمت دانشگاه تهران حرکت کرده و جلوی دانشگاه نیز توقف و سخنرانی‌هایی ایراد شود و از آنجا به طرف مسجد امام امروز و حوزه علمیه صدر که در کنار مسجد اما ماست حرکت و در آنجا برنامه را ختم کنیم.

قبل از برگزاری این برنامه نصیری رئیس ساواک از مرحوم طیب حاج رضایی خواست که این برنامه را به هم بزنند و نگذارد که این برنامه انجام بشود، و در توجیه این کار گفته بود که من نوکر امام حسین هستم، من چاکر امام حسین هستم، من خودم دسته دارم، من کجا می‌توانم دسته را به هم بزنم، من هرگز چنین کاری را نمی‌توانم بکنم. وقتی که خیلی اصرار کردند او در جواب گفت که من این کار را نمی‌توانم بکنم، می‌خواهید که به خود شاه هم بگویم که من نمی‌توانم این کار را بکنم.




ارسال توسط نشریه حضور
 
تاریخ : چهارشنبه 92/12/28

در آغاز سال 1393 فرج مهدی فاطمه (س) را از خداوند خواهانم

نوروز گرامی باد


مادر سلام ، آمده ام "عید دیدنی"

ای گل شنیده ام که مهیای چیدنی !


از کوچه باغ روضه کمی گل خریده ام

آورده ام برای تو با خود خریدنی


عیدی بده ! یتیم و فقیر و اسیر را

نان و نمک نه ! خاطره هایی شنیدنی


از خاطرات باغ گل و ساقی بهشت 

از کوثر زلال و گلابی چکیدنی


تو آن عبور زمزم عشقی که تا ابد

هستی برای حضرت دریا چشیدنی


با پنج میوه ای که تو از باغ چیده ای

هجده بهار زندگی ات شد رسیدنی


مادر اجازه هست کمی درد و دل کنم :

ای مادری که رو به زوال و خمیدنی


 از کوچه ها درست شنیدم که جان به لب

روزی میان معرکه گرم دویدنی ؟


حجم شکسته ی بدن و زخم بی حساب

دردت زیاد می شود از هر وزیدنی


باورم نمی کنم ولی انگار می روی

بانو چقدر عاشق روز پریدنی ؟!


 قدر تو را مدینه نمی داند ای بهشت

با آنکه تو بهانه ی هر آفریدنی


مادر من آمدم ، ولی انگار قبر تو ...

مادر سلام ، آمده ام «عید دیدنی»


محمد موحدی مهرآبادی




ارسال توسط نشریه حضور
 
تاریخ : سه شنبه 92/12/27

" دوکوهـــــــه " سین  ندارد اما !

"ساختمانهـایش" ، سحرگاهانی را به خاطر دارد که رزمندگان ،

با نوای دلنیشن مناجات نورایی همــدوش ِستارگان ، همپای فرشتگان و در کنــــار ِماه ،

با خدا سخن میگفتند..


" فکـــــــــه " سین ندارد اما !

"سجده های" بسیجیانی را به خاطر دارد که با سربندهای سبز و سرخ ،

سرهایشان را به خدا سپردند و با ندای" اعرلله جمجمتک " به دیدار معشوق شتافتند .


" شـــــــــرهانی " سین ندارد اما !

"سنگرهایش" زخم ِ تن ِ شقایق هایی را به خاطر دارد که در کربلای خمینی.ره.

با رمــــز " یـــ زینب ــــــــا " هر آنچه داشتند تقدیم ِ حضـــرتِ ارباب نمودند..


" کانال کمیــــــــــــل " سین ندارد اما !

"سکــوی" پرواز ِلب تشنگانی شد ، که مقتل شان یادآور کربلاست..


" طلائیــــــــــــــــه " سین ندارد اما !

"سه راه ِ" شهادتش گــواه ِ رشادت ِمردانی ست که سبکبـــــــــــال ، تا عرش ِ اعــــلا ،

پرستــــو شدند..


" ارونـــــــــــد " سین ندارد اما !

"ساحل ِ" خونینش ، غواصانی را به خاطر دارد که در شبهای عملیات ، از سیم خادار ِ نـَفــس،

گــذشتند و دل ، به دریای بیکران ِ عشق و عرفان زدند..


" شلمچــــــــــــه " سین ندارد اما !

"سرداران ِ" بی نام و نشـانی را به خاطر دارد کــــــــه همچون مادرشان زهـــرا.س.

فدایی ولایت شـــــــــــدند و گمنــــــام ماندند..


آری !

با آمــدن ِ هر بهار ، شکوفه های دلــم ، به عشق ِ یادتان میشکفد و مرغ ِ خیالم

پَر میگیـرد و بـر بام ِ احساس می نشیند..

لحظه ها به کــُـندی میگــذرد ...

دلم آرام و قـــرار ندارد و بی تاب تر از هـر ســال ، آماده میشود برای میهمانی ِ شهدا ..


هور ... هویزه .. کرخـــــه .. چزابــــــــــــه .. عیــن خوش..

پاسگاه ِزید .. پادگان ِ حمید .. کوشک .. خــــــــــــــــــــرمشهر..

وه ! چــــــــــه بوی  " سیــــــــــــــب " میآید از ایــــــــــــن ســــــــــــــــــــــــــرزمین..




ارسال توسط نشریه حضور
<   <<   6   7   8   9   10   >>   >

اسلایدر