امام ره - نشریه حضور
...
...
...
   1   2      >

نوشته شده در تاریخ جمعه 11/9/90 توسط جناب نشریه حضور

امام خمینی ره و عزاداری برا ابا عبدالله الحسین ع




آیة الله سید حسن طاهرى خرم ‏آبادى می ‏گوید:
«امام شب هاى محرم، مجالس روضه، که در محلات قم برگزار می‏ شد، شرکت می ‏کردند. براى اینکه مردم را تشویق کنند و هم مجلس را گرم ‏نگه دارند.»
آن شب که ایشان را می‏خواستند دستگیر کنند ، اما هیچ کس خبر نداشت؛ تلفن ها را قطع کرده بودند، تلفن منزل ایشان قطع شده‏ بود. نزدیک غروب بود من آمدم منزل ایشان، آقاى صانعى به من‏ گفت: تلفن منزل امروز قطع است. فکر می ‏کردیم تلفن عیبى پیداکرده است. فکر نمی ‏کردیم که می ‏خواهند ایشان را دستگیر کنند.
مجلس روضه هم صبح ها در منزل امام منعقد بود. به من گفتند: که ‏فردا صبح بیایید منبر بروید. من هم قبول کرده بودم که فردا آن‏جا منبر بروم. آن شب امام رفتند مجلس روضه یى در یکى از محله ‏هاى قم. ماهم ‏رفتیم و مردم استقبال خیلى عجیبى از ایشان کردند و ما آن شب‏ را خدمت ایشان در مجلس بودیم و ایشان برگشتند.
دوستان به ما گفتند که: همان نزدیکی ها که منزل یکى از رفقا بود، بیایید و شب را بخوابید.
گفتم: نه، مى ‏روم منزل.
رفتم منزل. صبح بود که من داشتم آماده می‏شدم که به منبر بروم ‏که خبر آوردند که امام را نزدیکی هاى طلوع فجر آمده ‏اند و دستگیر کردند.  



برا چاپ این مطلب کلیک کنید چاپ این صفحه
نوشته شده در تاریخ شنبه 26/6/90 توسط جناب نشریه حضور

دو سه روز بعد از ورود امام(ره)، در مدرسه علوی در حضور صدها نفر از علما و روحانیون تهران منبر رفتم در بین سخنرانی که در مورد اختناق رژیم گذشته صحبت می‌کردم، گفتم: یک کتاب‌فروش چندین سال قبل به من می‌گفت: در زمان رضاشاه، اداره اطلاعات شهربانی هر کتابی که می‌خواست چاپ شود باید نگاه می‌کرد و روی هر صفحه، مهر «روا» می‌زد تا چاپخانه آن را چاپ کند. او می‌گفت: من دیوان حافظ را که چندین بار چاپ شده بود به شهربانی بردم تا مجوز چاپ بگیرم. فرد مسؤول گفت: یک ماه دیگر بیایید. هر چه اصرار کردم تا زودتر مجوز دهد، قبول نکرد.



بعد از یک ماه که رفتم، دیدم همه صفحات به جز یک صفحه، مهر خورده است. گفت: باید این یک بیت شعر را تغییر دهی!



«رضا به داده بده وز جبین گره بگشا



که بر من و تو در اختیار نگشا‌دست»



گفتم: این شعر حافظ است، چطور آن را عوض کنم! بر فرض عوض کنم، به جای آن چه قرار دهم؟



گفت: چون کلمه «رضا» اسم رضاشاه کبیر است، آن را بردار و کلمه دیگری جای آن قرار بده! مثلاً «حسن به داده بده»، «تقی به داده بده»، «نقی به داده بده»!



با گفتن این مطلب، مجلس غرق در خنده شد. امام نیز چنان می‌خندید که دوش‌هایشان تکان می‌خورد. بعد از منبر، امام فرمودند: «اعلام کنید که منبر آقای فلسفی فتح شده است».



برا چاپ این مطلب کلیک کنید چاپ این صفحه
  • کلمات کلیدی : امام ره، خواندنی
  • نوشته شده در تاریخ جمعه 13/3/90 توسط جناب نشریه حضور

    دانلود کلیپ زیبا و دیدنی


    در مورد رحلت امام ره


    کلیک کنید



    برا چاپ این مطلب کلیک کنید چاپ این صفحه
  • کلمات کلیدی : امام ره
  •    1   2      >
    .: Designed By Night-Skin.com :.


    ...
    امروز: شنبه 30 اردیبهشت 91
    همراهان امروز : 44
    همراهان دیروز : 121
    همراهان از ابتدا : 51995
    کل یادداشت های 285 عدد