عمومی - نشریه حضور
...
...
...
   1   2   3   4      >

نوشته شده در تاریخ شنبه 16/2/91 توسط جناب نشریه حضور

برای آماده‌سازی و طبخ کباب کوبیده ساده باید 9 نکته را رعایت کرد:


1 مهم‌ترین نکته هنگام تهیه کباب کوبیده، آب پیاز است که حتما باید کاملا گرفته و فقط پیاز رنده شده به گوشت اضافه شود.


2 برای گرفتن آب پیاز می‌توانید پیاز رنده شده را در تنظیفی تمیز بریزید و آب آن را بگیرید به‌طوری که حتی قطره‌ای آب باقی نماند. یادتان باشد که زیاده‌روی در مصرف پیاز باعث وارفتن کباب و ایجاد بوی بد در غذا می‌شود.


3 گوشت مورد استفاده در کباب کوبیده بهتر است از دو بخش چرب و خشک تشکیل شود، یعنی گوشت نسبت چربی بیشتر یا کمتری داشته باشد. بهترین قسمت‌ها مغز ران و شکمبه هستند که توصیه می‌شود مخلوط و با هم چرخ شوند.


4 هرگز برای تهیه کباب کوبیده از آرد، نان خشک یا جوش‌شیرین استفاده نکنید زیرا اگر تمام نکته‌ها را در تهیه مایه گوشت به کار ببرید، دیگر استفاده از مواد یاد شده، آن هم برای راحت‌تر به سیخ کشیدن کباب، لزومی ندارد.


5 استفاده از زردچوبه در تهیه این غذا خطای بزرگی است. فراموش نکنید که ادویه‌های مناسب کباب کوبیده، زعفران، نمک و مقدار کمی فلفل سیاه هستند. البته زعفران را در کباب کوبیده زعفرانی استفاده می‌کنند و لزومی ندارد که در کباب کوبیده ساده ریخته شود.


6 بعد از مخلوط کردن تمام مواد با هم، بهتر است که 1 تا 2 ساعت گوشت در یخچال بماند تا در اصطلاح آشپزی «بیات» شود. این کار باعث می‌شود گوشت به سیخ کشیده شده نریزد.


7 بعد از به سیخ کشیدن کباب‌ها، سیخ‌ها را هم مدتی در یخچال قرار دهید و بعد آنها را برای طبخ روی آتش بگذارید تا از ریختن گوشت روی آتش جلوگیری شود.


8 فاصله سیخ‌ها از آتش نباید کم باشد زیرا باعث می‌شود کباب‌ها بسوزند. این فاصله زیاد هم نباید باشد تا کباب‌ها نپخته باقی نمانند. تندتند چرخاندن سیخ‌ها هم باعث می‌شود مغز کباب‌ها نپخته بماند پس به آرامی آنها را روی آتش بگردانید.


9 صرف نظر از ارزش غذایی، خوش طعم‌ترین نوشیدنی با کباب کوبیده دوغ مزه‌دار شده با سماق، گل سرخ، نعناع و پونه خشک است که توصیه می‌شود با نمک کم تهیه شود.



برا چاپ این مطلب کلیک کنید چاپ این صفحه
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14/1/91 توسط جناب نشریه حضور

می گویند:
طلبه جوانی در حجره نشسته بود و مشغول درس و بحث طلبگی خود بود. چند نفر همزمان به داخل حجره آمدند و گفتند:
چرا نشسته ای؟! بلند شو و ماجرای عجیبی را بیرون حجره ببین!
طلبه جوان می پرسد: مگر چه خبر شده؟!
آن چند نفر می گویند:
گاوی در آسمان مشغول پرواز کردن است و این سو و آن سو می رود!
طلبه جوان هیجان زده از حجره بیرون می زند و به آسمان چشم می دوزد! اما هیچ خبری نیست!
همه آن آدمها؛ شروع به خندیدن می کنند و می گویند:
آخه ای آدم مثلا عاقل!  آیا باور می کنی که گاو در آسمان پرواز کند ؟!
طلبه جوان می گوید:
بله! وقتی چند نفر آدم عاقل بگویند؛ باورم می شود! اما آنچه باورم نمی شود این است که چند نفر آدم عاقل همگی دروغ بگویند تا یکی را به سخره بگیرند و تفریح کنند!


---------------------


یکی از عادت های زشت و ناپسندی که بعضی از آدم ها دارند اصطلاحاً «سرکار گذاشتن دیگران» است!

متاسفانه خودشان نام اینکار  را «شوخی» می گذارند  که علی القاعده باید «طرف مقابل» جنبه اش را داشته باشد  وگرنه این حضرات ناراحت می شوند و علاوه بر اتهام زودباور بودن طرف مقابل؛ اتهام بی جنبه بودن را نیز پیوست می کنند!


---------------------


نمی دانم آنچه را خواهم گفت؛شما چگونه «تجربه» کرده اید اما آنچه خودم تجربه کرده ام این چنین است که:
افرادی که ادعای «تیز بودن و زبل بودن» دارند (یعنی ادعا دارند زود؛ خام نمی شوند و ضمنا دیگران را هم سرکار می گذارند) ؛ بیشتر در دام آدم های کلاهبردار  می افتند و خسارتهای مالی به آنها می خورد!
و بالعکس دیده ام افرادی را که در چشم ما شاید زود باور باشند اما در دام شیادان و کلاهبرداران نمی افتند!
بنظرم دلیلش آن است که آدمهای زودباور؛ راستگوترند! و به این منظر هم به حرف اطرافیان نگاه می کنند که آنها نیز راست می گویند.
همین راستگویی؛ نورانیتی در دل آنها ایجاد می کند و آنها را از مهلکه طمع کاران می رهاند!



برا چاپ این مطلب کلیک کنید چاپ این صفحه
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3/12/90 توسط جناب نشریه حضور

از: دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی
به: دفتر رییس مجمع اشخاص مصلحت


با سلام


همانطور که مستحضرید آقای دانشجو به عنوان رییس دانشگاه آزاد انتخاب شده است؛ لذا به ریاست محترم بفرمایید تا این حکم را مضا فرمایند. با تشکر


از: دفتر رییس مجمع اشخاص مصلحت
به: دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی


با علیک سلام


چون نامه شما مشکل استفهامی داشت، وقت ریاست محترم را نگرفتیم. بدیهی است پس از رفع ابهام به دست ایشان خواهد رسید. واضخ بفرمایید کدام دانشجو؟ این مملکت بیش از چهار میلیون دانشجو دارد!


از: دبیرخانه...
به: دفتر...


با سلام


اگرچه سخت است اما ابهام شما را حمل به صحت کرده و توضیح می‎دهیم: منظور آقای فرهاد دانشجو است؛ افتاد؟!


از: دفتر...
به: دبیرخانه...


با علیک سلام


رفع ابهام شد، ولی سوال این است که از بین این همه دانشجو چرا او؟ ولی به هر حال نامه‌ی شما به رؤیت جناب ریاست رسید؛ پاراف فرمودند: «به دلایلی این امر ممکن نیست»


از: دبیرخانه...
به: دفتر...


با باز هم سلام


اگرچه شما دلایل آن امر را نفرموده اید اما ما خودمان حدس‎هایی زده و برای این موانع راه حل‎هایی را اعلام می‌کنیم:


1- با توجه به اینکه صبیه حضرت رییس مجمع در یکی از شعب دانشگاه آزاد مشغول تدریس هستند، این احتمال وجود دارد که علاقه‌ی ایشان به ساندویچ بوفه این واحد و ایضا نگرانی پدر مهربان از قطع مقرری ساندویچ او موجب ترس آن جناب از تغییر رییس دانشگاه باشد. لذا رییس جدید متعهد می‎شود که ساندویچ دختر بابا را با سرویس رایگان به در منزل برساند!


2- اگر عدم تمدید حکم سرکشی آقازاده در لندن موجب نگرانی است باید عرض کنیم که دیگر همه فهمیده اند که ایشان به دلایلی غیر از ماموریت دانشگاه آزاد در لندن هستند، اگه نمی‎دونی بدون!


3- بر همگان واضح و مبرهن است که دانشگاه آزاد در این سی سال خاصه پس از انتخابات 88 آن‎قدر گند زده است که افشای آنها بعد از تغییر رییس موجب ترس باشد. ما ضمن حق دادن به همه دوستان جهت ترس از این موضوع، قول می‎دهیم که زیاد درد نکشند!


از: دفتر...
به: دبیرخانه...


با گیرم سلام


مرقومه شما طولانی و خارج از حوصله حاج آقا بود اما ایشان بعد از خواندن خلاصه آن فرمودند: «زکی! ریز میبنمتون»!


از: دبیرخانه...
به: دفتر...


با مثلاً سلام


جواب شما به رویت رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید. ایشان نیشخند زده و فرمودند: «اصولاً کهولت سن باعث کاهش قدرت بینایی می شود». به پیوست نشانی یک چشم پزشک مجرب ارسال می شود!


از: دفتر...
به: دبیرخانه...


با فرضاً علیک سلام


نامه شما به رویت حاج آقا رسید. مرقوم فرمودند: «حقش بود به محسن می‌گفتم تا رییس متروست یه خط هم از ساختمان شورای انقلاب فرهنگی رد کنه تا با خاک یکسان شید اما هیچ وقت دیر نیست، چون سردار دکتر هم هماهنگ است!»


از: دبیرخانه...
به: دفتر...


با حیف سلام


نامه شما به رویت دکتر رسید. چون سرشان شلوغ بود چیزی نفرمودند اما اشاره کردند تا یک عدد لوح فشرده شامل مناظره ایشان با موسوی برای‎تان ارسال شود. دیدنش برای تغییر مزاج حاج آقا مناسب است!


از: دفتر...
به: دبیرخانه...


با بگید گنده تون بیاد


نامه شما به رویت حاج آقا رسید. دندان قروچه ای کرده، لوح فشرده را شکسته و گفتند: «به این یارو بگید پا رو دم ما نذاره. ما سی ساله امضا نکردیم بعد از این هم امضا نخواهیم کرد.»


از: دبیرخانه...
به: دفتر...


با برو جوجه


نامه شما را دیدند. مرقوم فرمودند: «اون ممه رو لولو برد! الان اوضاع نسبت به سی سال پیش فرق کرده». به پیوست لیست شعارهای مردم در مراسم نه دی خدمت‎تان ارسال می شود. به حاج آقا توصیه اکید کنید با صدای آرام و در محیطی کاملا مردانه بخوانند!


از: دفتر...
به: دبیرخانه...


با بدون سلام و والسلام


حاج آقا رفته اند چکآپ سالانه! متن نامه را برای‎شان فکس کردیم. بعد از مطالعه فرمودند: «بووووووووووووووووووووووووووق». اگر ترجمه اش را نمی دانید بفرمایید تا ارسال شود. ضمناً با توجه به اینکه هنوز سطل آشغال در سطح شهر وجود دارد و ایاشن زبانه هایی را می بینند، پیشنهاد می شود کلا بی خیال این فقره شوید. به نفع همه است!


از: دبیرخانه...
به: دفتر...


با جیز نشی عمویی!


دکتر فرمودند: «ما هم بی خیال شویم مردم بی خیال نمی شوند». گفتنی است در این لحظه آقای رییس دفتر وارد شده و توصیه کردند که دکتر بی‎خیال شوند. ضمناً رییس دفتر فرمودند برای بی خیالی مردم هم فکری خواهیم کرد، مگر این حزب اللهی ها کلاً چند نفرند!


از: دفتر...
به: دبیرخانه...


حالا بازم سلام!


خدا رو شکر که در آنجا یک‎نفر عاقل پیدا شد. حاج آقا فرمودند که از این به بعد همه مکاتبات با دفتر رییس دفتر رئیس جمهور انجام خواهد شد و لا غیر.


از: دفتر رییس دفتر رییس جمهور
به: دفتر رییس مجمع اشخاص مصلحت


با عرض سلام و تبریک به مناسبت همه اعیاد گذشته و اعیاد پیش رو


جناب رییس دفتر رییس جمهور فرمودند: «ای بابا! مگه ما مردیم که می رید جای دیگه؟! هر کاری داشتید با خود ما صحبت کنید مخصوصا تو قضیه دانشگاه آزاد. پس این ملک‌زاده اینجا چی کار می‎کنه؟! به حاج آقا هم بفرمایید همان‎طور که شش سال طول داده ایم این دو سال را هم کش می‎دهیم، تا دولت بعد هم خدا بزرگ است!»


با تشکر و هر چیز دیگری که زبان الکن ما از بیان آن قاصر است!


از: دفتر رییس مجمع اشخاص مصلحت
به: دفتر ، رییس دفتر رییس جمهور


با سلام جیگر


نامه شما به رویت حاج آقا رسید. مرقوم فرمودند: «بابا کجا بودی تو؟ کشتند ما رو این‌ها! خودت یه جوری سر و ته قضیه رو هم بیار تا بعد. کاری داشتی مدیونی اگه نگی!»


با تشکر و آرزوی قبولی طاعات و دعاهای سماتی که با صدای بلند خوانده شده!



برا چاپ این مطلب کلیک کنید چاپ این صفحه
   1   2   3   4      >
.: Designed By Night-Skin.com :.


...
امروز: شنبه 30 اردیبهشت 91
همراهان امروز : 76
همراهان دیروز : 121
همراهان از ابتدا : 52027
کل یادداشت های 285 عدد