سفارش تبلیغ
صبا

نشریه حضور
با سلام ... به وب سایت نشریه حضور خوش آمدید ... تلفن تماس 09128430082

 
تاریخ : جمعه 95/6/19

چرا رهبر انقلاب از عبارت شجره ملعونه استفاده کردند؟

در بخشی از پیام حج رهبر انقلاب در توصیف آل‌سعود، از اصطلاح «شجره‌ی ملعونه» استفاده شده است. این اصطلاح که برگرفته از متن قرآن کریم است اشاره به ماجرای رؤیایی دارد که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم دیده‌اند. در آیه‌ی 60 سوره‌ی اسرا چنین آمده است: «وَ إِذْ قُلْنا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْناکَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزِیدُهُمْ إِلَّا طُغْیاناً کَبِیراً» : «و چون برایت گفتیم: به‌راستی پروردگارت به مردم احاطه داشته‌ و آن رؤیایی را که به تو نمایاندیم و (نیز) آن درخت لعنت‌شده در قرآن را، جز وسیله‌ای برای امتحان مردم قرار ندادیم. و ما بیم‌شان می‌دهیم، پس ایشان را به‌جز طغیانی بزرگ نمی‌افزاید.»

سؤال آن است که این شجره‌ی ملعونه چیست که خداوند آن را وسیله‌ای برای آزمایش و امتحان مردم قرار داده است؟ مخصوصا آنکه در هیچ یک از آیات کریم، شجره‌ای به چشم نمی‌خورد که مورد لعن خداوند قرار گرفته باشد. برخی از مفسران معتقدند که این شجره، شجره‌ی زقوم است و به آیه‌ی 62 سوره‌ی صافات اشاره می‌کنند که «أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِینَ». اما همانگونه که مشخص است در این آیه، صرفا به محل امتحان بودن زقوم اشاره می‌شود و دیگر مورد لعن قرار نگرفته است.

به‌همین علت برخی از مفسران دیگر اعتقاد بر این دارند که کلمه‌ی «شجره» را نباید به معنای تحت‌اللفظی آن یعنی «درخت» ترجمه کرد، بلکه با توجه به محتوای آیه می‌توان دریافت که مراد خداوند از بیان آن چیز دیگری بوده است. شبیه چنین موضوعی در آیات 24 و 26 سوره‌ی ابراهیم علیه‌السلام نیز آمده است که خداوند از دو عبارت «شجره‌ی طیبه» و «شجره‌ی خبیثه» برای توصیف وضعیت دو جریان حق و باطل استفاده شده است: «أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ للَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِى لسَّمَاءِ» و «وَمَثَلُ کَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ جْتُثَّتْ مِن فَوْقِ لْأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ».
در آیه‌ی فوق‌الذکر نیز کلمه‌ی شجره، بنا بر تفسیر مفسرانی چون مرحوم علامه طباطبایی، می‌بایست به معنای خاندان و دودمان در نظر گرفت که در زبان عربی نیز اتفاقا کاربرد زیادی دارد. مثلا می‌گویند فلانی از شجره‌ی مبارکی است، یعنی اینکه از خاندان مبارک و با اصل و نسب‌داری هست. در احادیث معصومین علیهم‌السلام نیز چنین معنایی از شجره به کار رفته است. به‌عنوان مثال پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم خطاب به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «أنا و أنت من شجرة واحدة». پس مراد از شجره‌ی ملعونه در این آیه نیز در حقیقت، خاندانی است که به دلیل کارهایی که کرده‌اند مورد لعنت خداوند قرار گرفته است. پس پرسش بعدی این است که این خاندان، کدام خاندان‌اند؟

در تفسیر نمونه آمده است جمعى از مفسران شیعه و همچنین اهل تسنن نقل کرده‌اند رؤیایی که در ابتدای آیه ذکر شده است، اشاره به همان ماجرای معروف پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم دارد که خواب دیدند میمون‌هایی از منبر ایشان بالا و پایین می‌روند و پیامبر بعد از این خواب، بسیار غمگین شدند به‌طوری‌که کمتر می‌خندیدند. این خواب را بسیاری از برجستگان اهل سنت چون خطیب بغدادى، ترمذى، ابن ‌جریر، طبرانى، بیهقى، ابن ‌مردویه و علمای شیعه چون شیخ کلینی نقل کرده‌اند. بر همین اساس، مفسران سنی و شیعه (مانند قرطبی از مفسران معروف اهل سنت در تفسیر الجامع، فخر رازی در تقسیر کبیر و...) این خواب را، دلالت بر روی کار آمدن خاندان بنی‌امیه، بعد از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم گرفته‌اند. خاندانی که با اعمال خود موجب فتنه در جهان اسلام شدند و تاریخ اسلام را از مسیر اصلی خود منحرف کردند.

حال، به کار بردن عبارت شجره‌ی ملعونه برای آل‌سعود در پیام حج رهبر انقلاب، بیانگر همان خط منحرفی است که در جهان اسلام به وجود آمده که با رفتار و گفتار خود، موجبات فتنه در بین مسلمین را ایجاد کرده‌اند. همکاری و هماهنگی با شرورترین دشمنان مسلمانان یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی، پشتیبانی مالی و لجستیکی از گروهک‌های تروریستی چون داعش و القاعده، کشتار مردم بی‌گناه یمن، و بی‌کفایتی در ماجرای منای حج گذشته که موجب شهادت 6000 هزار حاجی از سراسر جهان اسلام شد، از نمونه‌های ملعونه بودن این خاندان است.



ارسال توسط نشریه حضور
 
تاریخ : پنج شنبه 94/6/26

مادرم تعریف میکرد:

نمک، سنگ بود. برنجِ چلو را ساعتى با نمک‌سنگ مى‌خواباندیم تا کم‌کم شورى بگیره

غذا را چند ساعتى روى شعله‌ى ملایم چراغ خوراک‌پزى مى‌نشاندیم تا جا بیفته

یخ‌کرده و تکیده کنار علاءالدین و والور مى‌نشستیم تا جون‌مون آروم گرم بشه

عکسِ یادگارىِ توى دوربین را هفته‌اى، ماهى به انتظار مى‌نشستیم تا فیلم به آخر برسه و ظاهر بشه

آهنگِ تازه‌ى آوازه‌خوان را صبر مى‌کردیم تا از آب بگذره و کاست بشه و در پخشِ صوت بخونه

قلک داشتیم؛ با سکه‌ها حرف مى‌زدیم تا حسابِ اندوخته دست‌مون بیاد

حلیم را باید «حلیم» مى‌بودیم تا جمعه‌ى زمستانى فرا برسه و در کام مون بشینه

هر روز سر مى‌زدیم به پست‌خانه، به جست و جوىِ خط و خبرى عاشقانه، مگر که برسه

گوش مى‌خوابوندیم به انتظارِ زنگِ تلفنِ محبوب: شبى، نیمه‌شبى، بامدادى، گاهى، بى‌گاهى؛

انتظار معنا داشت

دقایق «سرشار» بود

هر چیز یک صبورى مى‌خواست ،تا پیش بیاد،

تازمانش برسه.تا جا بیفته. تاقوام بیاد: غذا، خرید، تفریح، سفر، خاطره، دوستى، رابطه، عشق

"انتظار" ما را قدردان ساخته بود...


حالا فهمیدی چرا این روزها کسی

قدردان نیست؟




ارسال توسط نشریه حضور
 
تاریخ : پنج شنبه 94/1/13

این شعر به صورت عمودی وافقی یک جور خوانده می‌شود
(ماتریس متقارن ادبی)

 از چهره          افروخته
        گل را            مشکن
افروخته
        رخ مرو           تو دگر         به چمن
گل را    
         تو دگر       مکن خجل      ای مه من
مشکن  
     به چمن        ای مه من         قدر سخن




ارسال توسط نشریه حضور
 
تاریخ : شنبه 94/1/8

نمازهایم اگر "نماز" بود که موقع سفر، ذوق نمی کردم از شکسته شدنش !

نمازهایم اگر نماز بود که رکعت آخرش این قدر کیف نداشت!

اگر نمازهایم نماز بود،

 که اول وقت نمی خواندمش، برای این که، خود را "خلاص" کرده باشم...

اگر نمازهایم نماز بود

که تبدیل نمی شد به نمایش پانتومیم برای نشان دادن آدرس شارژر گوشی...

اگر نمازم نماز بود،

که تبدیل نمی شد به یک فرصت طلایی برای خلق ایده های بکر!!

تبدیل نمی شد به مناسب ترین زمان تحلیل رفتار فلان همکار! تبدیل نمی شد به ماشین حساب!!

نه.

نمازهایم"نماز" نیست.

اگر نماز بود، یک "کارواش قوی" میشد و با فشار می شست از دلم همه ی سیاهی ها را، لکه ها را، پلشتی ها را.

اگر نماز بود، می شد "کیمیا" و مس وجودم را تبدیل میکرد به طلا...

اگر نمازم نماز بود،

می شد پل، می شد پناهگاه، می شد دارو، می شد مرهم، می شد درمان،می شد شاه کلید، می شد میعادگاه، می شد دانشگاه....

خدایا! این روزها که درهای آسمانت را سخاودتمندانه باز کرده ای،

من از تو فقط یک چیز می خواهم.

بر من منت بگذار و کاری کن نمازهایم، "نماز" شود....فقط همین.

ممنونم خدا...




ارسال توسط نشریه حضور
 
تاریخ : شنبه 93/4/7

«روزه» یکی از برنامه های تربیتی و تکامل دهنده انسان و ضامن سعادت دنیا و آخرت و سلامت جسم و روح آدمی است. روزه رمز تقوا و پرهیزکاری ؛ تهذیب نفس و پالایش درون؛ تمرین صبر، خودداری و ایستادگی در برابر تمایلات اهریمنی نفس سرکش؛ و مبارزه با شیطان است.
روزه مکتب انسان ساز، آرامش دهنده روح و روان، تربیت دهنده نیروهای درونی، و زیبا کننده چهره شخصیت انسان در پرتو وصل به نیروی لایزال الهی است و جان انسان را در مسیر نسیم های رحمت الهی قرار می دهد.
روزه خانه تکانی دل از گناه و آلودگی، صفای باطن، و شکوفا کننده نهال ایمان در بوستان جان است. باید آن را یک موهبت الهی دانست که اثراتش در رشد و بالندگی، تربیت روح، اصلاح رفتار و اعتلای بهداشت روانی وصف ناشدنی است. آنچه پیش رو دارید، تنها بخشی از آثار و فواید تربیتی شگفت انگیز روزه است، که از نظر خوانندگان گرامی می گذرد.

دست یابی به ملکه تقوا

مهمترین فایده و اثر روزه که قرآن کریم به آن تصریح دارد، «تقوا» و پرهیزکاری است.
چنانکه می فرماید: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (1) ای کسانی که ایمان آورده اید، روزه بر شما واجب شد، همانگونه که بر آنها که پیش از شما بودند واجب شد، باشد که تقوا پیشه کنید.»
تقوا حالت، ملکه و صفت ثابتی است که آدمی را از کمین گاه های شیطان و نفس اماره می رهاند و از آلودگی به گناهان و رذایل اخلاقی بازمی دارد. در واقع تقوا برای انسان به حصار و سپری می ماند که از حملات وسوسه های شیطانی و کشش ها و تمایلات نفسانی در امان می دارد. از این رو است که قرآن کریم ما را در آیات زیادی به این گوهر گرانبها توصیه می کند:« فاتقوا الله مااستطعتم؛ (2) تا می توانید تقوای الهی پیشه کنید.»
تقوا سرآمد همه خصلت های اخلاقی «التقی رئیس الاخلاق»؛ (3) سرچشمه همه کارها و نیکی ها، و کنترل کننده و رهنمون کننده افکار و رفتارهای انسانی است. چنانکه پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) می فرماید:«علیک بتقوی الله، فانه راس الامر کله؛ (4) بر تو باد تقوای الهی، چرا که سرچشمه همه چیز است.»
علامه طباطبایی در مورد فایده و ضرورت تقوا می گوید:«داشتن تقوا چیزی است که کسی در آن شک ندارد، چرا که هر انسانی با فطرت خود درک می کند، که اگر بخواهد به عالم پاکی و بلندی متصل شود، و به مقام بلند کمال و روحانیت ارتقاء یابد، اولین چیزی که لازم است بدان ملتزم شود این است که از افسار گسیختگی خود جلوگیری کند، و بدون هیچ قید و شرطی سرگرم لذت های جسمی و شهوات بدنی نباشد، و خود را بزرگتر از آن بداند که زندگی مادی را هدف بپندارد. و سخن کوتاه آنکه از هر چیزی که او را از پروردگار تبارک و تعالی مشغول سازد، بپرهیزد.» (5)
تقوا پلکان بزرگ تکامل است؛ و هدف از انجام همه عبادات- همچون روزه- صعود به قله بلند واستوار این ارزش بزرگ الهی می باشد. این گوهر کمیاب چیزی نیست که به راحتی به دست آید، بلکه باید برای کسب آن رنج کشید؛ ازگناهان خویشتن داری کرد؛ دائم با تمایلات نفسانی نبرد نمود؛ و یک لحظه از وسوسه های شیطانی غفلت ننمود.

تهذیب نفس و پالایش درون

یکی ازعبادت های مهمی که انسان را در خودسازی و تزکیه و تهذیب نفس یاری می دهد، «روزه» است. روزه باعث می شود که آدمی بر نفس سرکش خویش لگام زند، با شهوات و هوا و هوس هایش مبارزه کند، و تمایلات و خواهش های نامشروع و نامعقول نفس را تحت کنترل درآورد: چنانکه امام صادق (علیه السّلام) فرمود: روزه خواهشهای نفسانی را ناتوان می کند (6)
نفس اماره و سرکش، انسان را همواره به بدی ها و گناهان امر می کند، «ان النفس بالسوء(7) ازاین رو، قرآن کریم یادآور می شود که مراقب خود باشید، «علیکم انفسکم «(8)
آدمی تا زمانی که اسیر هوا و هوس ها و دلبستگی های نفسانی است، هرگز روی سعادت و رستگاری را نخواهد دید و در اثر رذایل اخلاقی و بیماری ها و ناهنجاری های روحی چون خودپرستی، تکبر، ریاست طلبی، کینه، حسد، ریا، غیبت و ... به پست ترین مرتبه های انسانی سقوط می کند، تا جایی که از حیوان هم پست تر می شود. اما با تزکیه و تهذیب نفس، خودسازی و مبارزه با نفس اماره است که انسان به کمال و رستگاری، و هدف خود از زندگی دست می یابد.
ذات اقدس الله کمال روح را در تزکیه آن می داند:«قد افلح من زکها¤ و قد خاب من دسها؛ (9) هر کس نفس خود را تزکیه کرد رستگار شد؛ و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید ومحروم گشته است.» «فلاح» در حقیقت جامع همه کمالات انسانی است، و راه رسیدن به آن از دیدگاه قرآن کریم، تزکیه و تربیت نفس است.
تزکیه به معنی تطهیر، پالایش و پاکسازی از آلودگی که سبب رشد و شکوفایی استعدادها و کمالات انسانی می شود. برای اثبات این مسئله سرنوشت ساز، تنها در آغاز سوره شمس به یازده موضوع مهم ازعالم خلقت و ذات پاک خداوند قسم یاد شده، و بیشترین سوگندهای قرآن را به طور جمعی در خود جای داده است. (10)
در مکتب تربیتی روزه، برای کاملتر شدن و تاثیر افزونتر آن در نظام روحی- روانی شخص،توصیه اکید بر امساک و روزه داری اندیشه و فکر، تمام حواس پنجگانه واعضا و جوارح بدن ازآلودگی های اخلاقی وگناهان شده است. امام علی (علیه السلام) می فرماید: «صوم الجسد الامساک عن الاغذیه ... و صوم النفس امساک الحواس الخمس عن سائر المئاثم و خلو القلب من جمیع اسباب الشر؛ (11) روزه جسم، خودداری ازغذا و روزه روح، خودداری حواس پنج گانه ازگناهان، و خالی بودن قلب ازهمه عوامل بدی است.» حتی در بعضی از روایت ها روزه بدون این شرایط بی تاثیر شمرده شده است. چنانکه حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) می فرماید: «روزه داری که زبان و چشم و گوش و جوارح خود را حفظ نکند، روزه اش به چه کارش خواهد آمد». (12)

آزادی از قید و بند شهوات و تعدیل غریزه جنسی

روزه، انسان را از قید و بند شهوت ها، عادت ها و هوا و هوس ها آزاد می سازد، وبه سوی رشد و بالندگی و ملکوت اعلی پرواز می دهد. واقعیت این است که نوع انسان ها آزاد نیستند؛ بلکه در بند وثیقه اند و خودشان با سوء اختیار خود، دست و بال خود را بسته اند. قرآن کریم می فرماید: «کل نفس بما کسبت رهینه، (13) هرکسی در گرو دستاورد خویش است.» از نظر امام علی(علیه السّلام) آزاد کسی است که شهوت ها را ترک کند؛ «من ترک الشهوات کان حرا.» (14)
روزه ماه رمضان از برنامه هایی است که انسان را به خود باز می گرداند، و ضمیرش را آگاه و شعورش را بیدار می سازد. روزه دار سحر از میان بستر خواب برای خوردن سحری و راز و نیاز برمی خیزد، و از قید خواب و عادت به استراحت آزاد می شود. در تمام طول روزخود را از سیطره و تسلط جسم و غرایز حیوانی و عادت به خوردن و آشامیدن بیرون می کشد، و طلسم هوا و هوس را می شکند. در میان شهوات، این شهوت شکم و شهوت جنسی است که خانمان سوزند. به فرموده امام باقر(علیه السّلام) «هنگامی که شکم سیر شود، طغیان می کند.» (15) امام رضا(علیه السّلام) نیز در بیان حکمت های روزه، این مژده را می دهد که: «روزه موجب شکسته شدن شهوات می شود.» (16)
با جستجو در آیات و روایات درمی یابیم که یکی از ابزارهای مهم شیطان «شهوت جنسی» است.(17) بیشترین فشار غریزه جنسی با فرارسیدن بلوغ نوجوانان و جوانان همراه است، که شهوت جنسی آنها شعله ور می شود، و حال آن که شرایط ازدواج و ارضای صحیح این غریزه فراهم نشده است. قرآن مجید ضمن ستایش از کسانی که دامن خویش را از آلودگی بازداشته، جز با همسر و کنیز خویش درنمی آمیزند؛ کسانی را که این حدود را رعایت نمی کنند، نکوهش کرده، آنان را تجاوزکار می خواند. (18) و توصیه می کند که جوانان خود را به ازدواج در بیاورید؛ و به کسانی که وسیله زناشویی نمی یابند، امر می کند که باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز سازد.(19)
عفت در مقابل شهوت است. شهوت به هرگونه خواهش نفسانی و میل و رغبت به لذات مادی اطلاق می گردد. ولی عفت یک صفت درونی است که از تمایلات و شهوات نفسانی حفظ می کند. روزه یک وسیله بسیار مطمئن برای عفت و پاکدامنی است. از این رو، پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) توصیه می کند: «ای گروه جوانان، هرکس از شما که توانایی ازدواج را دارد، ازدواج کند؛ و هرکس که برایش مقدور نیست، بسیار روزه بگیرد، چرا که روزه از نیروی شهوت می کاهد.» (20)

تقویت اراده، و نیرومندی و تلطیف روح

یکی از مشکلات انسان های عصر نوین کاستی نیروی اراده و کمبود اعتماد به نفس و عزت نفس است، که باعث بروز خیلی از مشکلات و اختلالات روحی و روانی شده، و مانع پیشرفت و بالندگی، و لذت بردن آنها از زندگی شده است. چنین افرادی نمی توانند از پس مشکلات زندگی خود برآمده و آنها را حل کنند، و در نهایت ناامید و مأیوس شده و افسرده می شوند.
دین مبین اسلام با برنامه های تربیتی غنی خود، مانع بروز چنین مشکلاتی می شود. روزه بهترین وسیله تقویت اراده و افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس است. شخص روزه داری که یک ماه بر گرسنگی و تشنگی فایق آمده و تمایلات شهوانی خود را تحت کنترل درمی آورد، در واقع نیرویی به دست می آورد که در سایر ایام نیز بر مشکلات و فشارهای درونی و بیرونی غلبه کرده و می تواند با اراده ای پولادین رو به سوی پیشرفت و تکامل گام برداشته و قله های خوشبختی و سعادت را فتح کند.
این همه احساسات، غرایز و تمایلات گوناگون و متضاد درونی، اگر به گونه معقول ارضا و اشباع نشوند و به طور صحیح رهبری و تعدیل نگردند، وجود انسان را از توفان های وحشت و اضطراب پرمی کنند. انسان برای تسلط بر چنین وضعیتی محتاج یک نیروی روحی و روانی قوی است. دراین میان روزه با تربیت و تقویت روح، نیروهای روانی را توانمند کرده و برای این پیکار درونی آماده می سازد و با رفع اضطراب و فشارهای روانی، روح را آرامش خاص می بخشد. حضرت علی(علیه السّلام) می فرماید: «روزه آرام بخش دلها است.»(21)
خداوند متعال در قرآن کریم، هدف بسیاری از احکام را تحصیل طهارت روح می داند.(22) و دستور می دهد که از آلودگی هجرت کنید تا به طهارت معنوی دست یابید. «والرجز فاهجر»(23) گناه چرک است، و زنگار و حجابی بر روی قلب، که روزه گرفتن حالتی را در آدمی پدید می آورد که تیرگی حاصل از گناه را می زداید. لذا قرآن (نساء92.، مائده89. و 95) کفاره برخی از گناهان را روزه داری قرار داده است.
در ایام روزه داری به دلیل امساک از خوردن و آشامیدن و نیز کنترل تمامی گذرگاه های ورود اطلاعات به ذهن، روح و روان، بیشتر فراغت یافته، فعالیتشان برای پرداختن به امور مادی و دنیوی کاهش می یابد، و امکان پرداختن به امور معنوی بیشتر می شود؛ در نتیجه روح از لطافت و صفای بیشتری برخوردار می گردد. لذا امام صادق(علیه السّلام) می فرماید: «روزه موجب صفای دل و پاکی اعضا و جوارح می شود.»(24) روح در فضای معنوی ماه مبارک رمضان که با بوی خوش راز و نیاز و بندگی در درگاه الهی عطرآگین شده، به پرواز درمی آید. سحرگاهان خواندن دعای پررمز و راز سحر و ابوحمزه ثمالی لطافت خاصی به روح آدمی بخشیده و انسان را در عالم ملکوتی و روحانی سیر می دهد و به افق بالاتر می برد.

افزایش صبر و تحمل

یکی دیگر از مشکلاتی که دامنگیر خیلی از افراد می باشد، پایین بود ظرفیت صبر و تحمل است. به عنوان نمونه، تجربه نشان داده است که علت بروز خیلی از مشکلات خانوادگی، مشاجره های زناشویی و خستگی آنها از زندگی، سطح تحمل و شکیبایی کم آنها است.
گاه در میان بهترین و سالم ترین دوستان و خانواده ها نیز مشکلات و مسایلی پیش می آید که ناگهان سطح برانگیختگی و پرخاشگری را در افراد بالا می برد، و منجر به رفتارها و گفتارها و دست کم برداشت های غیردوستانه می شود که گرچه ممکن است بزرگ و اساسی به نظر بیایند، ولی با اندک تحملی قابل کنترل و مهار می باشند.
سوءتفاهم ها و اصطکاک منافع در روابط اجتماعی امری اجتناب ناپذیر است و داشتن صبر و تحمل در مواجهه با رفتار، گفتار و افکار دیگران از جمله پایه های اساسی یک رابطه اجتماعی مثبت و سازنده است. واقعیت این است که زندگی دنیوی پر از پستی ها و بلندی ها است. هیچ انسانی نیست که بی عیب و نقص باشد و با سختی ها و ناملایمات روبرو نشود.
خود خدا در قرآن می فرماید: «لقد خلقنا الانسان فی کبد؛(25) ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم.» انسان در اثر این سختی ها است که آبدیده و آزموده می شود. خوشبختی و سعادت خریدنی نیست؛ بلکه یافتنی است، آدمی با بردباری و سعی و تلاش خویش به رشد و بالندگی، و سعادت و خوشبختی می رسد.(26)
روزه یک ورزش روحی است که انسان را به صبر و مقاومت و ترک لذتها تمرین می دهد، تا در کوره حوادث بتواند مقاوم باشد. از این رو، در آیات و روایات از روزه به صبر و از ماه رمضان به ماه صبر تعبیر شده است. امام رضا(علیه السّلام) در تفسیر آیه کریمه «واستعینوا بالصبر و الصلوه ؛ (72) از صبر و نماز یاری بجویید.» می فرماید: «از صبر و نماز یاری بجویید و صبر یعنی روزه».(82) و از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) روایت شده که ماه رمضان را چنین توصیف می کرد: «ماه رمضان ماه صبر است و پاداش صبر، بهشت است.»(92)

پرورش وجدان

وجدان نیروی آسمانی و قوه ملکوتی در نهاد انسان است که او را به کارهای نیک تشویق می کند، و از کارهای زشت باز می دارد. در اثر این نیرو، وقتی انسان کار نیکی به جا آورد شاد و خوشحال می شود و احساس راحتی و آرامش می کند و هرگاه عمل ناپسند و گناهی از او سر زند، این نیرو او را توبیخ و سرزنش می کند، و از کرده خود پشیمان می شود. قرآن کریم چنین حالت وجدانی را «نفس لوامه» می نامد، و در سوره قیامت به آن سوگند یاد می کند، که نشانه عظمت آن است؛ «ولا اقسم بالنفس اللوامه؛ سوگند به نفس سرزنشگر.»
نفس لوامه دومین مرحله از نفس است که انسان پس از تعلیم، تربیت و مجاهدت، به آن ارتقا می یابد. در این مرحله ممکن است آدمی بر اثر طغیان غرایز گاه مرتکب خلاف هایی بشود، اما فورا پشیمان می گردد و به ملامت و سرزنش خویش می پردازد. این وجدان هنگام وسوسه های شیطانی نیز به کمک مردم پرهیزکار برمی خیزد و آنها را از خطر سقوط در گناه نجات می دهد.(03)
روزه از عباداتی است که با خلوص و پاکی نیت و پیروی از وجدان دینی انجام می شود، و ریاکاری و اغراض باطل در آن کمتر وارد می شود. زیرا روزه صبر است و امساک از مفطرات؛ و این خویشتن داری و مصابرت را کسی که نیت پاک و شوق به اطاعت فرمان خدا و پاسخ به ندای وجدان نداشته باشد انجام نمی دهد، و درخلوت از خوردن و آشامیدن پرهیز نخواهد کرد. این است معنی فرمایش امیرالمؤمنین (علیه السّلام)«خداوند روزه را برای آزمون اخلاص بنده واجب کرد.(13)

تغییر رفتار وکردار

روزه داری درتغییر رفتار و احیای شخصیت سالم انسان موثر است. این اثر خود به دو صورت اثر بازداری از رفتارهای منفی و نابهنجار، و اثر واداری به رفتارهای مثبت، بهنجار وخداپسند می باشد. با این همه آثاری که روزه دار - همچون دست یابی به تقوا، تهذیب نفس، تقویت نیروهای روحی و روانی، پرورش وجدان، افزایش سطح صبر و...-، طبیعی است که رفتارهای منفی و نابهنجار تغییر یافته، و در جهت بهنجار و مثبت قرار خواهد گرفت. چرا که هرگونه تغییری در افکار، انگیزه ها و تمایلات انسان، مستقیما در رفتارش نمایان می شود.
روزه داری در طول سی روز ماه رمضان تأثیر عمیقی در فرد گذاشته، ضریب عفت و پاکدامنی، و رفتارهای خداپسند را بالا می برد؛ و حتی شخصیت او را نیز تربیت و ترمیم می کند. از این رو است که امام صادق(علیه السّلام) درمورد آثار روزه می فرماید:«روزه موجب پاکی اعضا و جوارح، بازسازی ظاهر و باطن، شکرگزاری بر نعمت های الهی، احسان به فقرا، تضرع و خشوع وگریه زیاد و... می شود.» (23)
اصولا هرگونه عادات، اعتقادات، روحیات(انگیزه ها و هیجانات) و روشی که به انسان جهت می دهد، شاکله و شخصیت انسان محسوب می شود. انسان هنگامی که عملی را تکرار می کند، نخست «حالت»، سپس «عادت» و بعد تدریجاً تبدیل به «ملکه» می شود. همین ملکات است که به اعمال انسان شکل می دهد و خط او را درزندگی مشخص می سازد. «قل کل یعمل علی شاکلته»، (33) بگو هر کس طبق شخصیت و خلق و خوی خود عمل می کند.»(43) آیات دیگر قرآن (53) نیز دلالت می کنند که خلق و خوی انسان قابل تغییر است؛ و سرنوشت هیچ کس تغییر نمی کند، مگر اینکه خودش را تغییر دهد.(63)
پس با این همه آثار مثبتی که روزه بر رفتار و کردار انسان می گذارد، و فضای معنوی که ماه مبارک رمضان دارد، تعجب برانگیز نیست که هر ساله طبق آمارهای رسمی نهادهای انتظامی و قضایی، میزان تخلفات و جرایم مختلف در طول ماه رمضان کاهش چشمگیری پیدا می کند. امید است همواره از برکات معنوی این ماه بهره مند شویم.
پانوشت ها در سرویس معارف موجود است




ارسال توسط نشریه حضور
   1   2   3   4   5   >>   >

اسلایدر