سفارش تبلیغ
صبا

نشریه حضور
با سلام ... به وب سایت نشریه حضور خوش آمدید ... تلفن تماس 09128430082

پرسش: در سلام آخر زیارت عاشورا که می گوییمالسلام علی (((علی))) بن الحسین (ع) منظور از این علی کیست؟


پاسخ: در این زمینه دو نظریه عمده وجود دارد: عده ای معتقدند که مراد از "علی بن الحسین (ع)"  امام سجاد(ع) است و برخی دیگر معتقدند که جناب علی اکبر(ع) مراد این فقره زیارت عاشورا است.

هر کدام از این دو گروه برای نظریه خود توجیه و استدلال هایی دارند که در اینجا به موارد مهم آن اشاره می شود.

ما بدون آن که اصرار بر طرف خاصی از این اقوال داشته باشیم به نظرمان ترجیح با قول کسانی است که علی بن الحسین (ع) در زیارت عاشورا را به امام سجاد(ع) تفسیر می کنند.


کسانی که قائل هستند مراد جناب علی اکبر(ع) است چنین استدلال می کنند:


1. این دعا در مقام ذکر شهدای کربلا است؛ لذا مراد از "علی بن الحسین (ع)" همان "علی اکبر (ع)" است که در آن روز به شهادت رسید اند.

در مقابل این استدلال بایستی متذکر شویم اگر چه این قسمت دعا در مقام ذکر شهدای کربلا است، ولی به خاطر اشاره به مقام امامت و جایگاه ویژه امام سجاد(ع) و امامت آن حضرت پس از امام حسین(ع) و با توجه به این که امام سجاد(ع) در واقعه عاشورا حضور داشته اند، بعید به نظر نمی رسد که در این قسمت زیارت عاشورا تصریح به نام آن امام شده باشد وگرنه با تعبیر "وعلی أولاد الحسین (ع)" اشاره به جناب علی اکبر(ع) می شود و نیازی به ذکر جداگانه نام ایشان با این امتیاز نیست. به عبارت دیگر به نظر می رسد که امتیاز در ذکر این نام، بیشتر برازنده مقام عصمت باشد. مگر حضرت ابوالفضل هم فرزند امام علی(ع) و برادر امام حسین(ع) نیستند؟ چرا نام ایشان به طور مستقل نیامده است!؟ در حالی که نمی توان گفت ایشان از نظر مراتب و درجات از جناب علی اکبر(ع) پایین تر هستند.


2. به قرینه زیارات دیگر امام حسین(ع) از جمله زیارت آن حضرت در اول و نیمه رجب، نیمه شعبان و ...، که پس از سلام دادن بر امام حسین(ع)، جناب علی اکبر (ع) را خطاب قرار داده و به ایشان سلام می دهند، پس این جا هم مراد جناب علی اکبر (ع) است.

در جواب از این استدلال، لازم به ذکر است که از یک نکته مهم در این استدلال غفلت شده و آن این که آن زیارات دیگر، زیارات از نزدیک است؛ یعنی کسی که داخل حرم مطهر امام حسین(ع) است بایستی این گونه زیارت کند؛ برخلاف زیارت عاشورا که زیارت از راه دور است و برای کسانی که نمی توانند در حرم مطهر آن امام حاضر شوند و می خواهند به ثواب زیارت برسند. بنابراین متصور است که زیارت از نزدیک با زیارت از راه دور تفاوت داشته باشد، به خصوص حضرت علی اکبر(ع) که در کنار پدر بزرگوارشان امام حسین(ع) مدفون هستند.


بعلاوه که می بینیم در آن زیارات دیگر امام حسین(ع) که زیارت از نزدیک است، بعد از زیارت خود امام(ع)، زیارت جناب علی اکبر(ع) و پس از آن زیارت سایر شهدای کربلا و سپس زیارت حضرت ابوالفضل(ع) آمده است؛ درست به همان شکلی که عملا زیارت از نزدیک آن مقامات ممکن است. چرا که امام حسین(ع) و جناب علی اکبر(ع) و جمع شهدا در مجموعه حرم امام حسین(ع) مدفونند و حضرت ابوالفضل(ع) در فاصله چند ده متری، حرم مستقل دارند.


این در حالی است که در زیارت عاشورا که زیارت از راه دور است پس از سلام دادن بر خود امام، با تعبیر "و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (ع)" به همه شهدا با این تعبیر اشاره شده است؛ فقط می ماند تعبیر" و علی علیّ بن الحسین (ع)" که آن هم ظاهراً تصریح به امامت امام سجاد(ع) است که در عاشورا حضور داشته اند.

علاوه بر این، همانطور که گذشت، همین که تصریح به نام حضرت ابوالفضل(ع) نشده و ایشان در زمره اصحاب ذکر شده اند، ظاهر در مطلب فوق در زیارت از راه دور است.

به همین بیان معلوم می شود که استدلال دیگری هم که به آن استناد می شود شاید تمام نباشد. استدلال سوم برای اثبات این که مراد جناب علی اکبر(ع) می باشد، این است که ایشان در پایین پای امام حسین(ع) و در یک ضریح دفن شده اند، لذا مراد از "علی بن الحسین (ع)" نیز ایشان می باشد.


همچنانکه گذشت، این نظم برای زیارت از نزدیک خوب است، ولی زیارت عاشورا به قرائنی که در بالا به آن اشاره شد، زیارتی از راه دور یا لااقل اعم از دور و نزدیک است. در زیارت از دور ترتیب مکانی مورد لحاظ نیست و تنها ترتیب در فضیلت ملحوظ خواهد بود. در ترتیب به حسب افضلیت مقامی و رتبه ای اگر نام حضرت علی اکبر(ع) بیاید، به نظر می رسد نام حضرت ابوالفضل(ع) هم می بایست می آمد.

این بر خلاف زیارتهایی است که ناظر به زیارت از نزدیک هستند. در آنجا ترتیب می تواند، بلکه طبیعی است که به حسب مکان دفن شهدا باشد.

 گمان می رود که مراد از "علی بن الحسین (ع)" در زیارت عاشورا امام سجاد(ع) است که در واقعه کربلا در روز عاشورا حضور داشته و پس امام حسین(ع) مقام والای امامت به ایشان رسیده و به همین خاطر با تصریح به امامت امام سجاد(ع) پس از امام حسین(ع)، پس از سلام بر امام حسین(ع) به آن بزرگوار سلام داده می شود و پس از آن به اولاد و فرزندان امام حسین(ع) که به شهادت رسیده اند و سپس به شهدای اصحاب امام.


نکته پایانی این که چه بسا تصریح به امام سجاد(ع)، در این فراز از دعا و زیارت عاشورا، خود تذکری به این مطلب داشته باشد که به دستگاه بنی امیه و به همه ستمگران و ظالمان به حقوق اهل بیت(ع) بفهماند که با این که همه تلاش شما بر این بود که خط امامت و رهبری اهل بیت(ع) و اولاد امام علی(ع) را از بین ببرید و به همین خاطر آن فاجعه خونبار عاشورا را به راه انداختید ولی بدانید که این خط امامت باقی است و پس از امام حسین(ع) مقام امامت و رهبری به امام سجاد(ع) منتقل شده و در واقع تلاش شما به هیچ نتیجه ای نرسیده است.




ارسال توسط نشریه حضور
 
تاریخ : یکشنبه 93/7/13

چقدر به هم نزدیک و مربوطند: قربان، غدیر، عاشورا

قربان : تعریف عهد الهی....

غدیر: اعلام عهد الهی....

عاشورا :امتحان عهد الهی....

حالا که فکرش را میکنم....

می بینم که چقدرآمارقبولی ، پایین است!

نه، فهمیدند عهد چیست؟!

نه، فهمیدند عهد با کیست؟!

ونه ،فهمیدند عهد را چگونه باید پاس داشت؟!

خدایا، ما را بر عهدمان با خودت استوار ساز تا مرگمان جاهلی نباشد....




ارسال توسط نشریه حضور
 
تاریخ : جمعه 93/6/14

این یادداشت تذکراتی است که اگر گوش داده شود مفید است. از خودم هم نیست یا از قرآن است یا از روایات است یا از فتوای مراجع است.
یکی اینکه بانیان عزاداری اگر نذر روز خاص دارند، کاری نمی‌شود کرد. یعنی شکر روز تاسوعا را نمی‌شود عاشورا شربت داد. تاسوعا برای تاسوعا است، عاشورا برای عاشورا. اگر نذر کردید کاری نمی‌شود کرد. اما اگر نذر نکردید، همینطور می‌خواهید خرج بدهید این خرج‌ها را تقسیم کنید. یک مدیریت بکنید. مسأله‌ی مدیریت را قدیم فکر می‌کردیم برای استاندارها و فرماندارها است. اخیراً متوجه شدیم که حتی کوچک‌ترین چیز مدیریت می‌خواهد.

مثلاً این خلبان‌ها، هواپیماهای مسافربری دو تا خلبان دارد. شکمشان مدیریت دارد. یعنی اگر این کتلت می‌خورد و گوشت می‌خورد باید او نان و پنیر بخورد. چون اگر هردو کتلت بخورند، دو تا خلبان، یک وقت گوشت مسموم باشد، حال هردو خلبان به هم می‌خورد، هواپیما پایین می‌افتد. یعنی شکم هم مدیریت می‌خواهد.

چه غذایی، چه ساعتی، چه … تمام بیماری‌ها نمی‌گویم. بخشی از بیماری‌ها به خاطر این است که ما در غذا خوردن مدیریت نداریم. عرض کنم به حضور جنابعالی که صبح بلند می‌شود می‌گوید: به نظرم سردی‌ام کرده. چای دارچین می‌خورد. بعد می‌گوید: گرمم شد، خیار می‌خورد. دومرتبه می‌گوید: سردم شد، زنجبیل می‌خورد. باز می‌گوید: گرمم شد، کاهو می‌خورد. باز می‌گوید: گرمم شد هندوانه می‌خورد. هی سردش شد، گرمش شد، اگر هیچ چیزی نخورد، خوب می‌شود.

ادامه مطلب...


ارسال توسط نشریه حضور
 
تاریخ : یکشنبه 93/2/14

او شهره بود هر نوع بدی در آن زمان است انجام داده، در عین حال چند امتیاز داشت: یکی اینکه دهه عاشورا چند روضه خوانی داشت و در این دهه به سر خودش گل می‌مالید و جلوی در حسینیه می‌نشست. یکی دیگر از کارهایش این بود که در یکی از شب‌های سوم یا هفتم یا شب اربعین امام حسین(ع) دسته‌ای حرکت می‌داد که تمام هیئت و دستجات معروف هم کمک می‌کردند و این دسته یک دسته بسیار بزرگی بود و خود طیب در آنجا گل به پیشانی مالیده، در جلوی دسته حرکت می‌کرد. در مجلس دهه عاشورای مرحوم طیب، آقای شیخ باقر نهاوندی منبر می‌رفت و منبر ایشان هم معمولاً تند بود و شاید از تندترین‌ها علیه رژیم بود .

یکی از آنجاهایی که نصیری برای مرحوم طیب خط و نشان می‌کشید همین مسئله روضه عاشورا بود. طیب را خواستند و گفتند: «روضه را تعطیل کنید»، گفت: «من چاکر امام حسین هستم و نمی‌توانم روضه را تعطیل کنم، شما تعطیل کنید که من بگویم شما تعطیل کردید». گفتند: «پس این آخوند را نگذار برود بالای منبر». گفت: «من دعوتش کردم و نمی‌توانم که به هم بزنم». گفتند: «پس بگو مزخرف نگوید». گفت: «مزخرف نمی‌گوید». گفتند: «راجع به شاه و دولت صحبت نکند». گفت: «من یک عمله میدان هستم، مرا چه به اینکه بگویم روحانی و واعظ چه بگوید، من دعوت می‌کنم و پای منبر می‌نشینم. من چاکر امام حسین هستم. من نه می‌توانم تعطیل کنم، نه می‌توانم بگویم او نیاید، نه می‌‌توانم بگویم این حرف‌هایی که می‌زنید نزند». به همین دلیل برای مرحوم طیب خط و نشان کشیدند. یکی از مجالس در جنوب شهر که واقعاً امواجی را در منطقه پخش می‌کرد همین صحبت‌های آقای شیخ باقر نهاوندی بود که در آنجا منبر می‌رفت.

منابر و مجالس در سطحی پیش رفت که خود ماها که خادم منبر بودیم – به خصوص با هدایت حضرت امام به عنوان مرجع تقلید – فکر نمی‌کردیم این قدر خوب پیش برود و اثرگذار باشد. از تهران هم به حومه و شهرستان‌ها امواج می‌رفت و سطح منابر در آنجاها هم – هرکجا اصالتاً سطح بالایی نداشت – به تبع سطح بالایی پیدا می‌کرد. این حرکت و موج را می‌توان دومین علت و زمینه برای شکل‌گیری 15 خرداد دانست.

راهپیمایی روز عاشورا

چند روز قبل از عاشورا، ما خدمت امام رفتیم و از ایشان استدعا کردیم که اجازه بفرمایید به عنوان هیئت دینی در تهران، یک دسته بزرگی غیر از همه دسته‌ها داشته باشیم. حضرت امام فرمودند: «چه تفاوتی با دیگر دسته‌ها می‌تواند داشته باشد؟» عرض شد: «ما می‌خواهیم به جای اینکه از یک مسجد یا از یک حسینیه یا از یک هیئت بیرون بیاییم و به منزل بزرگان یا به امامزاده‌ها برویم، می‌خواهیم از یک حوزه علمیه و مسجد بیرون بیاییم و به دانشگاه برویم و در مسیر به مسجد و حوزه‌ علمیه دیگری ختم کنیم».

فرمودند: «چگونه؟» عرض کردم:«از مسجد حاج ابوالفتح در میدان شاه – میدان قیام امروز – حرکت کنیم و به دانشگاه تهران برویم و از آنجا به مسجد شاه – که امروز مسجد امام است و حوزه علمیه صدر در آنجاست – ختم کنیم». امام فرمودند: «دیگر از ویژگی‌های این دسته چه هست؟» عرض کردیم: «نمی‌خواهیم که علم و کتل و شبیه و تعزیه و اینها حرکت بدهیم، ما می‌خواهیم فقط پرچم‌های بلند و پارچه‌ نوشته‌هایی را حمل کنیم که شعارهایی بر روی آنها نقش بسته باشد؛ می‌خواهیم که با قرائت قرآن و با شعارهایی که توصیه فرمودید، شعرای ما مناسب زمان مصیبت‌هایی که بر اسلام و مسلمین هست بیان کنند، ما این شعارها را می‌خواهیم داشته باشیم. و حرکت هم بسیار منظم و پیش‌بینی شده باشد و هر نوع حادثه‌ای را هم پیش‌بینی کردیم».

حضرت امام اجازه فرمودند و قرار شد که ما از مسجد و حوزه علمیه حاج ابوالفتح در میدان قیام امروز حرکت کنیم و در میدان بهارستان، جلوی مجلس شورای توقفی داشته و سخنرانی‌هایی انجام شود. از آنجا به سمت دانشگاه تهران حرکت کرده و جلوی دانشگاه نیز توقف و سخنرانی‌هایی ایراد شود و از آنجا به طرف مسجد امام امروز و حوزه علمیه صدر که در کنار مسجد اما ماست حرکت و در آنجا برنامه را ختم کنیم.

قبل از برگزاری این برنامه نصیری رئیس ساواک از مرحوم طیب حاج رضایی خواست که این برنامه را به هم بزنند و نگذارد که این برنامه انجام بشود، و در توجیه این کار گفته بود که من نوکر امام حسین هستم، من چاکر امام حسین هستم، من خودم دسته دارم، من کجا می‌توانم دسته را به هم بزنم، من هرگز چنین کاری را نمی‌توانم بکنم. وقتی که خیلی اصرار کردند او در جواب گفت که من این کار را نمی‌توانم بکنم، می‌خواهید که به خود شاه هم بگویم که من نمی‌توانم این کار را بکنم.




ارسال توسط نشریه حضور

دشمنی ملت ایران با دولت ایالات متحده علل و عوامل گوناگونی دارد، بخشی از آن مربوط است به یک قرن تجربه تاریخی ایرانیان از ارتباط با "یانکی ها" که خاطرات تلخی چون کودتای 28 مرداد، حمایت از رژیم دیکتاوری شاه، چپاول ذخایر ملی، تحقیر ملت، حمایت از صدام، حمایت از منافقین، تحریم های شدید و غیرانسانی و... بخشی از آن مربوط است به خوی استکباری و خودبرتربینی دولت آمریکا.

اما ریشه اصلی این نزاع، یک مسئله اعتقادی است. برخی افراد، بعضی گروه ها و تعدادی از دولت های دنیا در مخالفت و دشمنی با پیامبر اسلام و اهل بیت (علیهم السلام) هستند و رویه‌ی آنها نشان داده است که هرجا توانسته اند به معارف و باورهای دینی شیعیان ضربه وارد کرده اند، بسیاری از آنها خود را برای جنگ آخرین آماده می کنند که قرار است در آن با حضرت بقیه الله روحی فداه وارد جنگ شده و به خیال خودشان ایشان را به شهادت برسانند.

خدای متعال و اهل بیت عصمت و طهارت در مواضع مختلف به مسلمین دستور داده اند که با افراد این چنین در مبارزه و جنگ و دشمنی باشند. یکی از این مواضع، زیارت شریف عاشورا است که محور اصلی آن راه تقرب به خدا و سلوک الی الله است. در این زیارت راه کمال انسانی و طی مراتب سلوک دو چیز معرفی شده است. دوستی و یاری نمودن جبهه حق، دشمنی و مبارزه با جبهه باطل. این مفاهیم در سه مرحله بیان شده که به اختصار برآنها مروری خواهیم داشت.


مرحله اول:

وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْبِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّکُمْوَ بِالْبَرآئَةِ

مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَالنّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ

ای اهل‌ بیت پیامبر! به خداوند و سپس به شما تقرب می یابم؛ به‌وسیله تبعیت از شما و از آن فردی که ولایت شما را دارد و دور شدن و بیزاری جستن از دشمنان شما و دوستان آنها و هر کس که از دشمنانتان پیروی کند.

زیارت عاشورا به ما خاطر نشان می کند که اولین قدم در راه قرب الهی در این زمان آن است که ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را و همچنین ولایت آن فردی که ولایت ایشان را پذیرفته در جان و قلب خود ایجاد کنیم. و اما گام دوم در این مرحله آن است که بیزاری و برائت بجوییم از دشمنان اهل بیت و هر کسی که به نحوی با ایشان در جنگ است و حتی کسانی که به هر علتی از دشمنان اهل بیت پیروی می کنند.

شاید یک تطبیق با زمان امروز بتواند وظیفه ما را بهتر روشن کند. ولایت اهل بیت، خاصه امام زمان (عج) که تقریبا روشن است، یعنی محبت و تبعیت از دستورات ایشان. اما اولین سوال که پیش می آید "مُوالاةِ وَلِیِّکُمْ" است؟ آن یک فردی که ولایت شما را پذیرفته است. چرا نگفته اند "موالاه اولیائکم"؟ که آن وقت معنایش میشد "دوستی با دوستان شما"! اما فرمودند "مُوالاةِ وَلِیِّکُمْ" یعنی محبت و تبعیت از دستورات آن فردی که ولایت شمارا پذیرفته است. خب! مصداق این فرد در امروز جامعه ما کیست؟ بهتر بگوییم، مصداق نائب امام زمان در سال 1435 هجری قمری چه کسی است؟

اما گام دوم چگونه مصداق پیدا می کند. امروز دشمنان اهل بیت چه افرادی هستند؟ چه کسانی در میدان مبارزه با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ایستاده اند؟ چه کسانی برای نابودی اسلام ناب و فرهنگ مهدوی تلاش می کنند؟ چه کسانی از این دشمنان پیروی میکنند؟ چه گروهی تابع آنها شده اند؟ در قلب خود باید نفرت و برائت از این افراد را ایجاد کنیم. شاید بهترین مصداق "اعداء" در این زمان، رژیم صهیونیستی، دولت های آمریکا و انگلیس باشند که از هیچ تلاشی در دشمنی با اسلام ناب فروگذار نمی کنند. این افراد یک عده پیرو و تابع در داخل جامعه اسلامی و در جهان دارند. وهابیت و تکفیری ها نمونه ای از تابعین داخل جامعه اسلامی هستند و دولت هایی مانند کانادا، فرانسه، دانمارک و... از پیروان این "اعدائکم" به شمار می روند. راه تقرب به خداوند و راه کمال جامعه اسلامی آن است که در دل و جان خود از این افراد بیزار باشد و از آن ها برائت بجوید.


مرحله دوم:

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلىذلِکَ

خداوندا! لعنت کن اولین ظلم کننده بر حق محمد و آل او (صلوات الله علیهم) و هر کس دیگری که ظلم کند بر این خاندان

بعد از برائت و انزجار قلبی نوبت به بیان این دشمنی می رسد. راه کمال جامعه اسلامی در اعلام این دشمنی است. از این رو در جای جای زیارت عاشورا دستور به لعن تمام دشمنان و ظالمین داده شده.

اگر بخواهیم این مرحله را نیز در زمان خود الگو برداری کنیم؛ می توانیم به همین شعارهای ملت ایران برسیم. شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس و مرگ بر اسراییل از بهترین مصداق های این برائت زبانی است که زیارت عاشورا آمده. البته این کلمه "مرگ" چندان کامل و جامع نیست چرا که "لعن" به معنای دوری از رحمت خدا در دنیا و آخرت است اما "مرگ" به معنای پایان کار دنیایی است. در واقع این شعارها یک جور تخفیف دادن به آنهاست.

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَرْواحِ الَّتىحَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

سلام بر تو ای حسین جان و بر تمام کسانی که فدای تو شده اند

گام بعدی در این مرحله بیان و ابراز محبت به حضرت امام حسین علیه السلام و تمام کسانی است که در راه حسین فدا شده اند. کسانی که اگر مصادیق امروزیشان را بخواهیم بیابیم، چه کسانی بهتر از شهدای انقلاب و دفاع مقدس را پیدا می کنیم؟


مرحله سوم:

اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ

من در صلح و دوستیم با دوستان شما و

در جنگ و مبارزه‌ام با دشمنان شما تا روزی که برانگیخته شوم

از ویژگی های بسیار مهمِ مکتب شیعه، مبارزه است. مبارزه‌ علیه تمامیت کفر و مصادیق آن! تمامیت ظلم و مصادیق آن! و به همین دلیل است که خداوند متعال، اقرار لسانی و گفتنِ زبانی را نیز کافی نمی داند و به شیعیان دستور میدهد که با دشمنان ولایت و امامت؛ هرگونه که می توانید، وارد جنگ و مبارزه‌ی عملی شوید. و جالب آنکه خداوند، این مبارزه را محصور در زمان خاصی نمی کند، بلکه می فرماید: تا روز قیامت با دشمنانِ ولایت مبارزه کرده و از دوستان اهل بیت حمایت کنید.

اگر دوباره بخواهیم مصادیق و نمونه های عینی این "سلم" و "حرب" را در زمان خودمان پیدا کنیم به چه کسانی خواهیم رسید؟ جستجوی ما در مقام سلم که به معنای تسلیم شدن و صلح و دوستی است به چه کسانی می رسد؟ و این جستجو در مقام حرب که مقام دشمنی علنی است چه نتیجه ای می دهد؟ البته توجه کنید که اینجا دیگر صحبتی از "اشیاعهم" و "اتباعهم" نیست. یعنی در مرحله عمل و مبارزه عملی ما تنها با کسانی وارد میدان مبارزه میشویم که ریشه دشمنی و جنگ بااسلام ناب هستند. امروز تسلیم شدگان دربرابر اهل بیت چه کسانی هستند؟ مسلمانان باید آنها را حمایت و یاری کنند. از شیعیان پاکستان و بحرین و سوریه تا حزب الله لبنان.

چه کسانی میدان "عداوت" و "حرب" را بر علیه اسلام ناب به راه انداخته اند؟ جامعه اسلامی و شیعیان باید به هر نحوی که می توانند با آن ها وارد جنگ و مبارزه شوند. دشمنی و مبارزه با آمریکا، صهیونیست ها و انگلیسی ها همان عهدی است که در زیارت عاشورا با حسین بن علی (علیه السلام) می بندیم.





ارسال توسط نشریه حضور
   1   2   3      >

اسلایدر